رویکردی به دنیای خبرنگاری ، روزنامه نگاری و رسانه
تقدیم به همه خبرنگاران ، دانشجویان و اساتید علوم ارتباطات
نويسندگان

  بسمه تعالی

 این مطلب در دی ماه 87 به عنوان کار عملی درس زبان تخصصی در دوره تحصیل در مقطع کارشناسی ارشد با عنوان  Interviewing  از  سوی استاد دکتر شیوا پژوهش فر معرفی و  توسط  اینجانب ترجمه شدو برای اولین بار منتشر می شود. (استفاده از این مطلب با ذکر منبع بلا مانع است)

مصاحبه  Interviewing

"من از صحبت کردن درباره خودم متنفرم"

"من جرات صحبت کردن دارم اما تو زمانی می فهمی که با من مصاحبه کنی"

روزنامه نگاری به معنی کسب اطلاعات و سوال کردن یکی از بهترین راههای به دست آوردن آن است. این سوالات زیاد هستند.

یک روزنامه نگار می تواند از چند ابزار مختلف استفاده کند از جمله بریده جراید ، جستجو در ماخذ کتاب و یا آگهی اینترنتی و نمونه هایی از زمینه های مقالات و مطالب نشریات. این ممکن است که کافی باشد.

به هر حال برای دستیابی به همه اطلاعات ، یک روزنامه نگار ناگزیر است که داستان/ مطلب جالبی تهیه کند و به آن عمق و یا رنگ بدهد. این روش نسبت به مصاحبه با شخصی که درباره موضوع و سوالات قابل پرسش آگاهی دارد ، روش بهتری نیست.

منطق / حکمت روزنامه نگاری می گوید که مصاحبه جایگزین نمودن صحبت کردن با خبرنویسی نیست.

فرض (کاملا واقعی) بر این است که شرح شفاهی وقایع / مطلب نسبت به بسیاری از موضوعات مهم و مورد توجه ، بیان خیلی ساده ، شانس عرضه و نقل قول قابل استفاده و نیز مدارک نوشتاری مقبولتر است. اهمت مصاحبه ها را نمی توان در مطالب خبری مفید غلوآمیز یافت.

آماده سازی / تهیه / انجام مصاحبه:

بسیاری از مطالب و خبرها از چند نوع مصاحبه نشات می گیرد. به طور مثال گپ زدن با یک فرد ناشناس در یک جلسه دراز و یا با رییس اجرایی / مدیرعامل یک یک شرکت بزرگ. آمادگی داشتن برای مصاحبه شونده واجب و حیاتی است.

برخی از روزنامه نگارانی که مصاحبه می کنند ، با کم کردن زمان و یا فرصت ندادن برای آمادگی ، مصاحبه شوندگان را تحت فشار قرار می دهند. به طوری که موفقیت های عمومی روزنامه ها در حرفه و خواسته هایش منوط به گفتگوی یک گزارشگر است. به هر حال حتی در این موقعیت نیز شما به خبر مرتب شده ای نیاز دارید که روی میز گذاشته شده است. آنها چه کسانی هستند؟ آنها چه کاری می خواهند انجام دهند؟ شما حتما از انجام یک مصاحبه سرد و بی روح اجتناب کنید.

برخی روزنامه نگاران می گویند که آنها هرگز برای انجام یک مصاحبه آماده نمی شوند. آنها می گویند که مصاحبه به عنوان مکالمه و پرسیدن اولین پرسش است پس اجاره اجازه بدهید مسیر خودش را پیدا کند. آنها ادعا می کنند که پاسخهای مصاحبه شونده را به راحتی و با مکالمه روان جمع آوری کرده اند.

این امر بسیار پسندیده است اما می توان گفت که روزنامه نگار به تنهایی می تواند این کار را انجام دهد ولی مصاحبه شونده هم قادر است شکل و مسیر مصاحبه را به او دیکته و القا کند.

با این روش شما می توانید به اتاق خبر برگردید و با جوابهایی روبرو شوید که در آنها به تعدادی از سولات شما پاسخ داده نشده است و یا از آن بدتر مصاحبه ای را تهیه کنید که در آن گفتگوی مطلوب انجام ولی خارج از موضوع مصاحبه شده باشد.

هدف از مصاحبه:

همه مصاحبه ها به خاطر یک علت انتخاب می شوند. مصاحبه ها معمولا به خاطر اهمیت شخص ، مکان ، طرحی برای فروش ، یک فیلم ، کتاب ، عرضه یک محصول ، جنگ ، شورش و یا عللی که باعث جلب توجه مردم شوند انتخاب می شوند.

این عقیده درستی در ذهن شماست بدانید که قبل از رفتن به یک مصاحبه برای اینکه مصاحبه شوندگان بایستی بدانند که چیزی می خواهند به شما بگویند؟ و شاید چه چیزی هست که آنها نمی خواهند به شما بگویند؟

آن امر مهم است که به بدانیم دلایل انجام مصاحبه برای یک مصاحبه شونده شاید ممکن است که با دلایل شما برای درخواست مصاحبه با آنها منطبق نباشد. به طور مثال شما اهداف و انتظارات مختلفی دارید و این همیشه ممکن است که متقابلا با اهداف و انتظارات مصاحبه شونده سازگار نباشد.

ویلیام راندولف هارست از صاحبنظران رسانه ای آمریکا به طور خلاصه مشاهده کرد که: "همه خبرها چیزهایی هستند که شخصی بخواهد توصیف کند. بقیه تبلیغات هستند." (هاریس و اسپارک 5 :1998).

به طور عام می توان گفت که همه مصاحبه شونده ها یک موضوع( داستان) برای گفتن (یا فروختن) دارند در حالی که مصاحبه کننده ها می خواهند صفحات خبری را پر کنند و در نتیجه دوتایی با هم دیگر در آنچه که فیامتا روکو نویسنده برجسته سال (در قلوور49 ـ 2000) یو.کی پرس اوارد یک آیین و مقررات کاملی را برای استفاده دیگران تدوین کرد مورد توجه قرار می دهند.

روزنامه نگار به / خبر / رویداد نزدیک به موضوع و به صمیمیتی که دیدگاهها و نگرشهای ابتدایی او را تایید کند ، نیاز دارد. او همچنین موضوع ، ذهنیتها و نیازهای شخصی اش را نیز دارد. در ابتدا (مهمتر از همه) خبر باید مطابق علاقه روزنامه نگار باشد تا او را از سازش کردن بازدارد و او را برای شرح موضوع خبری که کامل است وادار کند چیزی که فقط یک "خبر" است.

روزنامه نگار برای مصاحبه شونده وسیله ای است که او معرفی می کند و دیدگاه او را از واقعیت یک مساله گسترده و عمومی بیان می کند. در حالیکه مصاحبه شونده یا منبع موجب می شود که روزنامه نگار تصویر وسیعتری از واقعیت به عموم ارایه کند.

تحقیق:

قبل از انجام دادن یک مصاحبه شما به انجام تحقیق برای اطلاع از موضوع نیاز دارید. اگر شما چیزی در مورد مصاحبه شونده ها یا آنچه که به آنها مربوط می شود ، بدانید به طور عمومی متاثر می شوند. اما از وانمود کردن اطلاع بیشتر از آنچه که مربوط به کار شماست ، اجتناب کنید. هرجا که ضروری است این گونه موضوعات را از مصاحبه شونده بخواهید تا برای شما تکرار کند و توضیح دهد. شما حتی می توانید برای بی اطلاعی خودتان در موضوعات ویژه عذرخواهی کنید و سپس جلوتر بروید و توضیح دهید که چرا شما با او به عنوان یک کارشناس مصاحبه می کنید.

قسمتی از تحقیق در مصاحبه که شما باید انجام دهید:

* فهرستی از بریده جراید موجود در کتابخانه اتاق خبر بررسی کنید و ببینید که قبلا در مورد شخص یا موضوع چه چیزی نوشته شده است.

* بررسی و ببینید که او چه کسی است.

* بررسی کنید که برای نمونه آیا چیزی در مورد موضوع در روزنامه های امروز وجود دارد؟ خبر شما بایستی یک سابقه داشته باشد.

* بررسی کنید و ببنید که آیا یک انتشار مطبوعاتی در مورد موضوع یا هر کپی ضروری قابل دسترس وجود دارد؟

* هر مطالب دیگری را که بایستی آماده شود ببینید. برای مثال اگر یک مولف محلی کتاب جدیدی بنویسد ، آنرا بررسی کنید و یا جلد آن را که قبلا فرستاده شده گردگیری گیری کنید.

* با همکارانتان که ممکن است چیزی را در مورد موضوع بدانند ، صحبت کنید. برای مثال  اگر شما در مورد چیزی با مدیر جدید باشگاه لیدز یونایتد مصاحبه می کنید ، با ویرایشگر ورزش یا یکی از نویسندگان فوتبال صحبت کنید.

اگر شما هیچ تحقیقی انجام نداده باشید ، برخورداری مصاحبه شونده از تحصیلات دانشگاهی شما را به عنوان یک روزنامه نگار در موقعیت خیلی سخت تری قرار می دهد. به هر حال مهم این است که اهمیت تحقیق را تشخیص داده و آمادگی لازم را برای تطبیق شرایط طولانی بودن و اهمیت خبر ( موضوع ) داشته باشید.

بنابراین قبل از هر چیز دیگری شما برای نوشتن درباره موضوعتان به قسمتی از مطلب آماده که روی صفحه وجود دارد نیاز دارید. آن ممکن است مقاله ای 800 کلمه ای یا یک خبر 200 کلمه ای باشد؟ این موضوع تعداد سوالاتی را که شما باید بپرسید و نیز مقدار زمانی را که شما برای مصاحبه تعیین می کنید ، مشخص می کند.

ترتیب  دادن / بر پا کردن / برگزاری مصاحبه:

وقتی که برای انجام یک مصاحبه تصمیم می گیرید شما باید تاریخ و زمانی را که برای خودتان و مصاحبه شونده راحت باشد تعیین کنید. وقتی که زمان مصاحبه را تعیین می کنید از خودتان بپرسید که آیا من به خودم و مصاحبه شونده زمان کافی برای آماده سازی می دهم؟

وقتی زمان مصاحبه را تعیین می کنید به خودتان فرصت دهید تا زمان کافی برای رفتن به جایی یا به دست آوردن اطلاعاتی مورد نیاز خود داشته باشید و سپس برای نوشتن گزارش / مصاحبه به دفتر نشریه برگردید.

در هر صورت اگر مصاحبه شونده مشغول است ، او بایستی فقط به شما یک زمان کوتاهی بدهد ـ بگویید 20 دقیقه ـ و در مورد ملاقات با فرد مشهوری که آخرین فیلم ، کتاب یا سی.دی ای را ویرایش / تهیه می کند ، مسوول روابط عمومی وی به شما زمان بسیار محدودی را خواهد داد و به آرامی روند / جریان مصاحبه را کنترل خواهد کرد و زمینه را برای مصاحبه روزنامه نگاران قبل و بعد از شما فراهم خواهد کرد.

این مصاحبه ها را آبزرورلاین باربر (در قیلور2000.204) چنین توصیف می کند:

..... حروف شکسته چاپخانه کامل برای مصاحبه

..... وسط لابی هتل در جایی که وقتی یک ستاره هالیوود رهسپار لندن است و بدون وقفه در مورد آخرین فیلم هایش صحبت می کند

.... آنها موقع صحبت گیج می شوند ، موقع صحبت صدایشان می گیرد ، اغلب موقع صحبت عصبانی می شوند ، آنها موقع صحبت کردن در مورد فیلم و داستان / حکایت / قصه آن وراجی می کنند ، همه پاراگراف ها را تکرار می کنند ، آنها هرگز نمی توانند سوال به خاطر بیاورند ، اگر از آنها سوالی را بپرسید که پیشتر با آن رو به رو نشده بودند ، آنها مثل آهوی چابک می پرند.

بر عکس یک مصاحبه شونده به زحمت می تواند با موضوع مرتبط باشد. به هر حال این امر به وسعت خلاقیت نویسنده مکم می کند. %Dا نقشه های مهم و چیزهایی را که آنها نیازمند ترسیم یک نمودار برای کمک به توضیح یک نکته هستند ، فاکس و یا ایمیل کنیم. مصاحبه های رو در رو خیلی شخصی تر از انواع دیگر مصاحبه ها هستند چرا که شما فقط بر روی زبان ، ظاهر بدن و نه اطراف وی توجه می کنید.

شما چند مقاله در مورد ویژگیهای شروع گفتگو با یک مصاحبه شونده خوانده اید و یا با نظریات مختلف در مورد اینکه مصاحبه شونده ها چه لباسی می پوشند ، یا از خانه هایشان می گویند و یا از اداره ها یا رستورانهایی که مصاحبه در آنها برگزار می شود آشنا شده اید؟

یک نقشه مقطعی از یان بایات مدیر سابق روابط عمومی امور آب با یک جفت پارگراف در ابعاد بزرگ و نقاشیهای رنگی دیوارهای اداره اش را در طبقه پنجاهم اداره مرکزی او در بیرمنگام نشان می دهد.

مصاحبه کننده این گونه تزیینات را حین ورود تحسین می کند (حتی اگر آنها واقعا به میلش نباشند) و بابات به مصاحبه کننده گفت که او آنها را برا یک مصاحبه شونده خوانده اید و یا با نظریات مختلف در مورد اینکه مصاحبه شونده ها چه لباسی می پوشند ، یا از خانه هایشان می گویند و یا از اداره ها یا رستورانهایی که مصاحبه در آنها برگزار می شود آشنا شده اید؟

یک نقشه مقطعی از یان بایات مدیر سابق روابط عمومی امور آب با یک جفت پارگراف در ابعاد بزرگ و نقاشیهای رنگی دیوارهای اداره اش را در طبقه پنجاهم اداره مرکزی او در بیرمنگام نشان می دهد.

مصاحبه کننده این گونه تزیینات را حین ورود تحسین می کند (حتی اگر آنها واقعا به میلش نباشند) و بابات به مصاحبه کننده گفت که او آنها را برای خودش نقاشی کرده است. این امر نه تنها یخ ارتباطی آن دو را شکست بلکه او یک قطعه ای از موسیقی یا نوشتار متعلق به او را نیز گرفت.

کجا؟

شما برای انجام یک مصاحبه مناسب رو در رو به یافتن محلی نیاز دارید که برای هر دو شما مناسب باشد. مصاحبه شونده شما به احساس راحتی و آرامش نیاز دارد تا بتواند به طور آزادانه صحبت کند. بنابراین شما باید مصاحبه را در اداره او یا در محلی که او پیشنهاد می کند ، انجام دهید.

به هر حال شما هم باید مطمئن شوید که زمان ملاقات و مصاحبه برای شما نیز مناسب است. آیا شما به راحتی زمان انجام این مصاحبه را دارید؟ آیا شما یک بار مانع انجام مصاحبه می شوید؟ (در اتاق محل ملاقات در اداره مصاحبه شونده)؟

اگر شما مصاحبه شونده را در یک کافه و یا رستوران ملاقات کنید ، می توانید حین پرسیدن سوالات و یادداشت برداشتن چیزی بخورید و با نوشیدنی بنوشید؟

یکی از همکاران که می خواست با "پاتریشیا هاج" به عنوان یک هنرپیشه زن مصاحبه کند ، او قبول کرد که با وی به عنوان یک ستاره در رستورانی در شهر لندن مصاحبه کنند. ولی خانم "هاج" در حالی که چند نفر پیشخدمت با احترام از او پذیرایی می کردند  خیلی منتظر مصاحبه کننده ماند ولی در مقابل گزارشگر و مصاحبه کننده (کسی که برگه های مصاحبه را تنظیم می کند) با اهانت آشکار با او برخورد / رفتار کرد.

مصاحبه کننده وقتی با باتریهای ضعیفی که صدای موسیقی را بم تر می کند در داخل ضبط صوت کوچک خود رو به رو شود و شروع به نوشتن در دفتر یادداشت دستی کوچک کند که برای فضای بین سالاد والدورف و نان باگت روی میز خیلی بزرگ است ، به این طریق برای همیشه از پیشرفت باز می ماند.

"کارول ریچاردسون" نویسنده مجله "فری لنس" همیشه از مصاحبه های ظهر پرهیز می کند. او می گوید: اگر من به نهار بروم نمی توانم سوالهایم را بپرسم و پس از صرف یک نهار کامل نمی توانم با مصاحبه شونده ها مصاحبه کنم. در عوض او ترجیح می دهد با آنها در مورد موضوعاتش در خانه خودشان مصاحبه کند. این به خاطر ویژگیهای مجله اوست چون اغلب در مورد بعد خیلی شخصی مصاحبه شونده ها می نویسد. نوشتن مقاله جان لانگر سخنران ارتباطات استرالیایی(2000.121 ) فراتر از تراژدی (ToT) است. او طرحهایی را ارایه و در آن داستانهای قربانی را توصیف می کند که در آنها به پاسخهای همفکری از طریق عمل عاطفی توجه شده است.

هدف او به دست آوردن پاسخ های عاطفی مصاحبه شونده نسبت به یک موضوع شخصی به منظور اثرگذاری حسی و عاطفی در خواننده ها و مخاطبان است. اگر چه لانگر بیشتر از ترکیب زبان خبر تلویزیونی و داستانهای قربانی استفاده می کند ولی حقیقت را مانند ژانر مجلات ویژه زنان بیان می کند.

این امر برای دیچاردسون به این معنی است که مصاحبه ها اغلب می توانند درست باشند. برای مصاحبه شونده ها یک تجربه عاطفی ، یک تراژدی خیلی شخصی و سالم ، شرایطی را فراهم می کند تا فضای درستی بسازیم. این امر به مردم کمک می کند که احساس راحتی کنند و به همین علت مصاحبه برای شما خیلی آسان شروع می شود.

در طرف دیگر مصاحبه شونده قرار دارد. او مدیری مدبر و قدرتمند و یا عضوی از یک شورای مهم یا یکی از افراد متنفذ است. شما به عنوان یک مصاحبه کننده نمی خواهید که آنها احساس کنند که خیلی راحت و یا خیلی زیاد در کنترل هستند.

مکانی طبیعی برای خوردن قهوه در یک هتل یا یک قهوه خانه آرام ممکن است خیلی مناسب باشد. صرفنظر از محل ، شما در هر صورت مصاحبه رودررو را ترتیب بدهید.

* لباس مناسب بپوشید

* به موقع و سر وقت باشید

* مودب باشید

* خودتان را معرفی کنید

لباسی که شما می پوشید مهم است. چرا که ممکن است پوشیدن لباس جین ، سویی شرت و یا لباس مربی ورزشی برای یک داستان و جنایت خیابانی مناسب باشد. پوشیدن این لباسها هنگام مصاحبه با یک شهردار متشخص و یا یک رئسیه در WI مناسب نیست.

یک مصاحبه خوب اغلب منوط به به کسب اعتماد مصاحبه شونده است و متاسفانه می توان گفت: آنچه که شما در مصاحبه در نظر می گیرید موجب جلوگیری یا تاثیر بر این فرایند می شود.

به موقع بودن در مصاحبه مهم است. دیر رسیدن و نفس نفس زدن ، عذرخواهی کردن به خاطر پنچر شدن لاستیک ها و یا از کار افتادن اتوبوسها مصاحبه شما را تحت تاثیر قرار می دهد.

جدا از هر چیز دیگری اگر مصاحبه کننده دیر برسد و مصاحبه شونده ممکن است رفته باشد. اگر شما شماره موبایل مصاحبه شونده را گرفته باشید و ناخواسته دیر کنید می توانید پیشاپیش زنگ زده و به او اطلاع دهید.

همواره مودب باشید. حتی اگر مصاحبه شونده گستاخ / بی ادب یا مخالف شما باشد. اصرار کنید ، سوالاتتان را محکم و با اصرار بپرسید اما هرگز خونسردیتان را و کنترل رفتارتان را از دست ندهید (از کوره در نروید).

معرفی کردن خودتان واجب است. مگر این که شما تحقیق مخفی انجام دهید و بدانید که شخصی که شما مصاحبه می کنید باید بشناسد که چه کسی هستید؟ در کدام روزنامه کار می کنید ، نویسنده آزاد هستید و یا این که درباره چه موضوعی مطلب می نویسید؟

شما باید مصاحبه را کنترل کنید. تجارب عمومی و شخصی رسانه ای نشان می دهد که به ویژه مصاحبه شونده ها در موقعیتهای قدرت و اقتدار در طول یک مصاحبه بیشتر خودشنا را کنترل می کنند. بنابراین آنها فقط آن کاری را می کنند و آن نکته هایی را که موفقیت آمیز بوده می گویند. شما به عنوان مصاحبه شونده از این امر آگاه باشید و مواظب باشید که در جواب سوال شما با استنباط پاسخهایی را که شما برای گزارشتان نیاز دارید می دهد. در بیشتر مصاحبه ها انتظار می رود مصاحبه کننده کنترل شود. در حقیقت روزنامه نگاران به طور مکرر با این سوال رو به رو می شوند که: "شما از من چه چیزی نیاز دارید؟" "چه کاری می خواهید که من انجام دهم؟"

مصاحبه تلفنی:

کاهش هزینه و افزایش فشار کاری و کمبود وقت در اتاق خبر به این معنی است که مصاحبه ها بیشتر و بیشتر تلفنی انجام شوند. مصاحبه تلفنی می تواند غیرشخصی باشد. در مصاحبه تلفنی هیچ شانسی برای منظم کردن شنیده های نامفهوم و گفتاری که با اندکی تغییر در بیان پیش می آید ، وجود ندارد. وقتی یکی از شما (مصاحبه کننده و یا مصاحبه شونده) در پشت تلفن سرگرم شوخی یا کار دیگری باشید این خطر وجود دارد که یکی از شما مطلب گفته شده را نشنیده یا نفهمیده باشید.

به هر حال اگر مصاحبه در حد یک زنگ تلفن کوتاه باشد و مصاحبه کننده مشغله کاری زیادی داشته باشد ، انجام این مصاحبه از روشهای مثبت و مطلوب برای مصاحبه است.

همواره تلفن یک وسیله آشنا برای مصاحبه شونده محسوب می شود و مصاحبه شونده در مصاحبه تلفنی نسبت به ملاقات و مصاحبه در یک محل ناشناخته احساس راحتی بیشتری می کند.

شما برای انجام این نوع مصاحبه نیز به آمادگی برای انجام مصاحبه همانند مصاحبه رو در رو و پرسش سوال نیاز دارید. مصاحبه تلفنی این مزیت را دارد که می توانید لیستی از سوالات و زمینه یادداشتها را در جلوی خود به عنوان سوالات آماده داشته باشید.

وقتی شما برای اولین بار برای انجام مصاحبه زنگ می زنید مطمئن شوید که با شخص مورد نظر تماس گرفته اید. ممکن است روزنامه نگاران هنگام پرسیدن سوالات اشتباهی از شخصی دیگر زمان خود را از دست بدهند.

در مصاحبه تلفنی دوباره هجی کردن کلمات با صدای حرف P و B همچنین F و S را که ممکن است اشتباه گرفته شوند ، چک کنید.

مصاحبه چقدر طول می کشد؟

یکی از رایج ترین سوالاتی که یک مصاحبه شونده قبل دادن وقت مصاحبه می پرسد این است که مصاحبه چقدر طول می کشد؟ یکبار شما توضیح داده اید که مصاحبه شونده چه کسی است و چرا شما می خواهید با او مصاحبه کنید. این امر به شما کمک می کند تا بتوانید به مصاحبه شونده خبر دهید که مصاحبه کی پایان می یابد؟ مثلا بگویید: "من فقط می خواهم 20 دقیقه وقت شما را بگیرم...."

از طرف دیگر طول مدت مورد نیاز برای مصاحبه به نوع موضوع مصاحبه و خصوصیت / شخصیت مصاحبه شونده بستگی دارد. مصاحبه با معاون یک مدرسه برای یک خبر در مورد این که چرا اتحادیه مرکزی بازرگانی یک روز اعتصاب کردند ضروری نیست و از اهمیت یکسانی نسبت به مصاحبه برجسته با مادری که مرگ فرزندش را در اثر یک تصادف رانندگی از دست داده است برخوردار نیست.

تجربه هم برای انجام مصاحبه کمک می کند. وقتی که کارول ریچاردسون ابتدا یک روزنامه نگار آزاد بود ، یک مصاحبه برجسته ویژه در مدت چهار ساعت انجام داد.

او می گوید: "من یک مجموعه خیلی طبقه بندی شده برای انجام مصاحبه دارم. داستان را به ترتیب زمان از اول تا آخر مرور می کنم. من آنها را وادار می کنم تا تعداد زیادی جزئیات بیان کنند. برای مثال آنها چه احساسی دارند؟ به چه چیزی فکر می کنند؟ همچنین همیشه این ایده در ذهنم وجود دارد که مصاحبه چه طور یک شروع ، متن و پایان روشنی داشته باشد؟ بسیاری از مصاحبه ها ممکن است زمان زیادی بگیرند اما من اغلب زمان زیادی برای انجام دادن آن صرف نمی کنم."

سوالها ... ؟

در حالی که تصمیم به مصاحبه کردن درباره موضوع مورد نظرتان را دارید ، می توانید لیستی از سوالات مورد نظر خودتان را یا در ذهنتان به خاطر بسپارید یا در جایی یادداشت کنید.

روزنامه نگارانی که تازه می خواهند دست به مصاحبه بزنند شاید این مورد را مناسب تر ببینند که تمام سوالهای خود را در دفتر یادداشت نوشته و سپس می توانند آن را علامت و شماره گذاری کنند. اگر شما هم قصد چنین کاری را دارید ، سوالهایتان را در برگه ای جداگانه بنویسید به طوریکه پس از آن بتوانید به راحتی به این برگه مراجعه کرده و بدون آشفتگی به آنها دست یابید.

همچنین تهیه لیستی از سوالات هنگامی که درجا می زنید و ناگهان ساکت می شوید و چیزی برای پرسیدن به ذهنتان نمی آید بسیار کمک می کند. حتی گاهی بهترین روزنامه نگاران هم در می یابند که دیگر ذهنشان خالی از سوال می شود. به هر حال وقتی که لیستی از سوالات تهیه کردید به طور سرسختانه فقط روی آن کلیک نکنید بلکه به جواب های داده شده هم خوب گوش کنید و به طور مناسب به آنها واکنش نشان دهید و توجه کنید.

" دنیس مک شین " ( Denis Macshane ) ، یک روزنامه نگار باسابقه و عضو یک اتحادیه تجاری و کارگری ، توضیح می دهد که مصاحبه مانند یک گفتگوی مدور و چرخان است که بیشتر دور این محور می چرخد که روزنامه نگاران قصد دارند گفتگو را به همان موضوع مورد نظر خود برگردانند حتی در مواقعی که از زوایای مختلف به آن نگاه می شود و یا اینکه شما قصد دارید جملاتی را به گزارشگر ارایه دهید که به دنبال  اطلاعات آن و تهیه یک داستان و مصاحبه هیجان انگیز است.

از یک طرف ، او از جمله روزنامه نگاران حرفه ای است که از زوایای مختلف و دیدگاه های جدید به موضوع مورد نظر خود می پردازد. به هرحال برخی  از این فرایندها به مانند روش های حیله آمیز تشبیه می شوند به طوریکه " مک شین " این موضوع را در فصول مذاکرات انجام می دهد. به گفته وی ، آنها ( روزنامه نگاران ) از روش های مختلفی به هدف خود می رسند به این امید که یک سوال مانع ارایه مابقی پاسخ ها نشود.

مطرح کردن یک سوال به روش های مختلف در اغلب موارد منجر به واکنش ها و جواب های متفاوتی می شود اما بیشتر روزنامه نگاران فقط موضوع مورد نظر خودشان را می بینند و به مانند یک جستجوگر فروتن ، ترجیح می دهند که نکات گفته شده را ارزیابی کرده و نمره دهند. برای بیشتر روزنامه نگاران ، امتیاز دادن بهترین روش است . امتیاز به نکاتی که باعث کامل شدن و روشن شدن هرچه بیشتر داستان و موضوع می شود.

با این وجود ، تعریف گفتگوی دوار" مک شین "یک روش جالب است چراکه به یک تجربه مشارکتی بین مصاحبه شونده و مصاحبه کننده می رسد . البته تمام مصاحبه کنندگان باید به خاطر بسپارند که آنها دو گوش و یک دهان دارند و باید از انها به طور مناسب استفاده کنند. تصوری که از یک گفتگو برمی آید این است که یک نفر در حال گوش کردن به مانند یک حامی است و نه یک تهدید کننده و اینکه به طور خالصانه به این کار علاقه مند است.  این موضوع بسیار مهم است چراکه مصاحبه شونده را تشویق می کند و این تصور را ایجاد می کند که سوالات شما دقیقا از همانجایی که باید گفته می شود. منطقا ، سوالات مربوطه تشریح می کنند که شما نکته های مورد نظر خودتان را از پاسخ مصاحبه شونده دریافت می کنید نه از صورتجلسه محرمانه . این موضوع همان تاثیری است که برخی مواقع می تواند از طریق طرح یک سری از سوالات بدون ارتباط با جملات قبلی مصاحبه شونده به وجود بیاید.

البته ، گوش کردن با دقت نشان می دهد که مصاحبه پیرامون موضوع مورد نظر روزنامه نگار است . یک روزنامه نگار موضوع A را در سر خود می پروراند اما در طول مصاحبه ممکن است به خاطر نوع جوابهای داده شده موضوع و داستان B هم شکل بگیرد.

" بروس اسمیت " (Bruce Smith ) ، یک روزنامه نگار ارشد در نشریه " یورک شایر ایونینگ پست " ( Yorkshire Evening Post ) یک خاطره را به یاد می آورد که در ان او مشغول تحقیق درباره قتل همسر دستیار یک بازپرس بوده است :
" در حالیکه مشغول مصاحبه با همسایه بعدی بودم من به طور طبیعی درباره جایی که قتل دستیار اتفاق افتاده بود سوال کردم ، از قرار معلوم ، او از سوال احمقانه من تعجب کرد چراکه دستیار بازپرس از یک کانال بیرون کشیده شده بود. این موضوع بعد آن منتشر شد که او همسر خود را کشت و خود کشی کرد بعد از آنکه وی را به خاطر بی نظمی در رسیدگی به پرونده های جنایی مورد مواخذه قرار داده بودند . به نظر می آید که او تسویه حساب های جنایی خود را با قتل همسرش به پایان رساند. "

بنابراین ، این موضوع مهمی است که مصاحبه را بر اساس یک ایده به پیش ببرید با تهیه لیستی از سوالات که قصد پرسیدن انها را دارید . به پاسخهایی که می گیرید خوب گوش کنید و نکته هایی که به دنبال آن هستید و باعث جالب تر شدن مطلب شما می شوند را یادداشت بردارید.

سوالات بیشتر

سوالات خودتان را به طور روشن و مختصر مطرح کنید. از سوالات پراکنده و گوناگون پرهیز کنید مانند " شما کجا متولد شده اید؟ آیا شما در انجا مدرسه رفتید و آیا شما به انجا برگشته اید؟ " این گونه سوالات کسل کننده است  و هنگامیکه مصاحبه شونده در حال یادآوری خاطرات خود برای پاسخ دو سوال است ممکن است نکته اصلی در پاسخ سوال سوم باشد. از طرح کردن سوالاتی که به بله یا خیر منجر می شود نیز پرهیز کنید مانند " آیا شما از کارتان لذات می برید‌؟ " . مصاحبه شونده باید به دادن جواب کامل تشویق شود. شما می توانید این کاررا با طرح کردن سوالات باز انجام دهید. سوالات خود را با کلمات پرسشی چه کسی، چه ، چه موقع، چرا و گونه آغاز کنید . به عنوان مثال " چه چیزی در شغل شما هست که از آن لذت می برید / یا ممکن است متنفر شوید ؟ " یا " به من درباره ... بگویید ؟ " .

سوالات خود را به ترتیب زمانی بپرسید. این به این معنا نیست که داستان خود را نیز به همین ترتیب زمانی بنویسید اما این موضوع راه دیگری را برای طرح کردن سوالات توصیه می کند . اول درباره زندگی ، بعد درباره شغل ، زمان حال ، دستاوردها و درباره آینده سوال کنید.

اگر مصاحبه شونده قصد خارج شدن از مبحث را داشت از طرح کردن سوالات کسل کننده پرهیز کنید . سوالاتی را از وی بپرسید که او را به موضوع اصلی برگرداند.
سوالات خود را در حالت شلوغی و بی نظمی مطرح نکنید . کاملا آرام و خونسرد باشید . همچنین از طرح کردن سوالات از هم گسیخته که راهنمایی های غیر مفیدی به همراه دارد نیز پرهیز کنید.

 

تشویق مصاحبه شونده

به هنگام مصاحبه عکس العمل های زیادی مانند سر تکان دادن یا لبخند زدن برای تشویق و ترغیب مصاحبه شونده به کار ببرید. به مانند موضوع مورد اشاره قبلی ، سوالات زیادی بپرسید و خود را علاقه مند نشان دهید.

یک مصاحبه شونده ناراضی ، عصبی یا خجالتی یک موضوع گول زننده است و نیاز است که با توجه حل شود . " سارا کری " (  Sarah Carey) ، گزارشگر " باتلی نیوز " (Batley News ) ، تلاش می کند که مردم را با طرح کردن سوالات به صورت غیر رسمی متقاعد به مصاحبه کند :

" من از آنها درباره چگونه هجی کردن نامشان سوال می کنم ، درباره آدرس و سن آنها می پرسم . اگر آن روز مصادف با روز تولد آنها باشد تبریک می گویم یا برای آنها آرزوی سلامتی می کنم سپس به موضوعات غیر مربوط اشاره می کنم مانند وضع آب و هوا ، تمام اینها فقط برای شروع گفتگو است. من این کارها را انجام می دهم برای اینکه بیشتر مردم به خصوص هنگامی که شما مشغول کار برای یک صفحه محلی باشید ، برای اولین بار است که با آنها مصاحبه می شود و این کارها باعث می شود که آنها احساس راحتی بکنند. "

در نتیجه ، متقاعد کردن مردم برای مصاحبه در اولین مرحله برخورد نیاز به مهارت و سیاست دارد. یک راه حل می تواند مورد امتحان قرار گیرد و زمینه ای را فراهم کند که شما بتوانید از مصاحبه شونده مطالب مفیدی به دست آورید. این موضوع در مواقعی که همراه با بی تجربگی یا ریاکاری باشد نتیجه ای در بر نخواهد داشت . بروس اسمیت می گوید : " در موقعیت های مشکل و حساس ، انتشار یک موضوع در قالب یک مصاحبه ، آنها را به سمت مصاحبه شونده سوق می دهد . به هر حال ، تشویق مصاحبه شونده نباید همراه با استرس و فشار باشد چراکه به مانند یک کالای فروشی به نظر می رسد.

در یک متن حزن انگیز ، یک پیشنهاد ساده برای شخص داغدیده باعث می شود که او برای گزارش کردن یک مرگ عاشقانه یکی از آشنایان یا دوستان کمک کند و همچنین از استرس و اندوه افراد بی اطلاع که بعدا در جریان حادثه ای که اتفاق افتاده قرار می گیرند بکاهد . به مانند بسیاری از گزارشگران ، من گالنی از چایی تهیه می کنم و با مردمی که در وضعیت حزن انگیزی قرار دارند همدردی می کنم . "

یک روش که بیشتر روزنامه نگارها در مواجهه با مصاحبه شوندگان ناراضی استفاده می کنند این است که شکاف و فاصله بین جواب اخر و سوال بعدی را  که برخی مواقع مصاحبه شونده ایجاد می کند از بین می برند. یک مصاحبه شونده بیشتر به حالت محاوره ای گفتگو توجه می کند که حالت سکوت در ان نیست و آنها هنگامی که چیزهایی برای مکث کردن پیش می آید باز هم به حرف زدن ادامه می دهند. این حالت بیشتر در مواقعی رخ می دهد که آنها این گارد را به خود می گیرند و چیزهایی می گویند که به شما سرنخها و نکاتی را می دهد.

 

رفتارهای کلی ( عمومی )

از رفتارهایی مانند گستاخی، عصبانیت، لوس بودن ، طعنه آمیز بودن ، عدم اتکا به نفس ، خجالتی و مبهم پرهیز کنید. هیچگاه با مصاحبه شونده مشاجره نکنید . توجه کنید که یک مصاحبه درباره شما یا عقاید و نظرات شما نیست . شما فقط نیاز دارید که شخصیت و استعداد خودتان را در مصاحبه به کار ببرید که این می تواند در پیروزی شما بر یک مصاحبه شونده بی میل و کمک کردن به وی برای راحت بودن و بیرون کشیدن اطلاعات بیشتر مفید باشد.

دلگرم کننده ، همدرد و با ادب باشید. یکدلی کردن و احترام گذاشتن نیز مهم هستند . " کارول ریچاردسون " ( Carole Richardson) توصیه هایی زیر را در این باره دارد:
" من بیشتر به رفتارهای طبیعی انسان علاقه مند هستم و توصیه می کنم که کاملا یک فرد کنجکاو عادی باشید . من از مصاحبه با مردم و گفت و گو کردن با آنها لذت می برم . به عبارت دیگر ، به مانند یک مادر همیشه احساس یکدلی و نزدیک بودن با کسانی می کنم که با آنها مصاحبه دارم که این احساس بیشتر از موقعی است که با دیگر روزنامه نگاران صحبت می کنم .

امر مهمی که باید در رفتار با مردم در نظر گرفت احترام گذاشتن بدون تمسخر آنهاست . با آنها طوری رفتار کنید که دوست دارید همانگونه با شما رفتار شود. "
موضوع مهم دیگر اینکه شما باید علاقه مند باشید .بروس اسمیت می گوید شما باید به طور صادقانه علاقه مند به این کار باشید . این یک قاعده است که او برای تمام مصاحبه ها به کار می برد :

" اعتقاد من بر این است که رعایت این نکته در هر موقعیتی دو موضوع تشویق کردن مصاحبه شونده و به دست آوردن نکته های صحیح را به همراه می آورد. یک مصاحبه کننده باید به خود و زندگی اش نیز علاقه مند باشد نه اینکه این علاقه را فقط در گفتگو با دیگران و گرفتن اطلاعات برای تهیه یک گزارش ببیند. اگر یک مصاحبه کننده با دقت باشد این مبحث به راحتی به دست می آید. این نکته آشکار است اما پاره ای مواقع پیش می آید که در طول مصاحبه نتوان بیان بی حالت و بدون تمایل را از صورت خود هنگامی که در حال بیرون کشیدن اطلاعات است پاک کرد. "

بیشتر نکات کلیدی در انتهای مصاحبه به دست می آیند. روزنامه نگاران از مصاحبه شونده تشکر می کنند ، دفتر یادداشت خود را می بندند ، قلم خود را کنار می گذارند ، دست می دهند و به سمت در خروجی می روند. اینجاست که مصاحبه شونده بیشتر احساس راحتی می کند و چیزهایی را می گوید که در طول مصاحبه از گفتن آنها پرهیز می کرد مانند " اوه ! من تصور می کردم که شما قصد پرسیدن سوالهایی درباره ... را دارید " .

آنها همچنان تکه هایی را که برای تهیه یک گزارش خوب مطرح نکردند تا انتهای مصاحبه نگه داشته اند . تعداد بسیار کمی از مصاحبه شوندگان رفتار مطبوعاتی دارند و در نهایت انها نمی دانند که مقدار کمی از دستاورد آنها در اخبار ما مورد استفاده قرار می گیرد.

 

سوالات از پیش ارسال شده

برخی مصاحبه شوندگان می خواهند که یک نسخه از سوالات شما را پیش از مصاحبه داشته باشند . شما مجبور به انجام این کار نیستید اما راه دیگری نیز برای گفتگو با این فرد به نظر نمی آید بنابراین شما مجبور به انجام این کار می شوید. تعداد کمی از همکاران ما به این روش سوال های خود را مطرح می کنند مگر در مواقعی که مصاحبه با یک سیاستمدار ارشد یا جزو خانواده سلطنتی باشد. در برخی مواقع نیز مصاحبه شونده دانستن خلاصه ای از موضوع مورد مصاحبه را به سوالات خاص طرح شده ترجیح می داند که این درخواست مورد قبول است.

 

می توانم آن را قبل از چاپ ببینم؟

در یک حالت دیگر ، متوجه می شوید که بیشتر مصاحبه کنندگان می خواهند که متن تهیه شده را پیش از چاپ شدن ببینند. متن مصاحبه تهیه شده را به انها نشان ندهید چراکه آنها به طور کلی در متن دست می برند ، نقل قولها را تغییر می دهند و تغییرات زیادی در آن ایجاد می کنند که اشتباهات گرامری زیادی که غیر قابل دست زدن است اضافه می شود. زمانی که صرف پس فرستادن متن تهیه شده از سوی آنها نیز می شود ممکن است فرصت و ضرب الاجل شما را از بین ببرد.

به هرحال این نکته را در نظر بگیرید که برخی مواقع نوافق و مصالحه می تواند کارساز باشد. " فیامتا روکو " (Fiammetta Rocco ) برخی مواقع برای چک کردن نقل قولها موافقت می کرد : " ... اگرچه ان یک معامله بود ... اما ... من هیچگاه هیچ نسخه ای از مطالبم را پیش از چاپ نشان نمی دادم . هرگز . این کار به مشکل برمی خورد . "
اگر مصاحبه شونده یک متخصص بود به عنوان مثال یک دکتر یا دانشمند ،‌ ممکن است که بخواهید پاراگراف های مشخصی را که از مطالب زیاد تخصصی پزشکی یا علمی برخوردار است برای چک کردن برای وی ارسال کنید. به ترتیب زمانی ، می توانید خلاصه ای از این مطالب را که می خواهید بنویسید از پشت تلفن یادداشت کنید. به هر حال ، تنها زمانی که یک مصاحبه شونده می تواند یک نسخه از متن تهیه شده قبل از چاپ را ببیند ، موقعی است که انها توجه خاصی به آن دارند. از طرفی دیگر ، تمام سرمقاله ها توسط ویراستار شما کنترل می شوند.


مصاحبه از طریق پست الکترونیکی

مصاحبه از طریق پست الکترونیکی یک پدیده جدید است. این روش سریع و آسان است و برخی از مردم ترجیح می دهند که سوالات را از طریق پست الکترونیکی دریافت کنند تا اینکه به صورت رو در رو یا پشت تلفن باشد.

مصاحبه های از طریق پست الکترونیکی نتیجه بهتر و واقعی تری برای دریافت اطلاعات مورد نظر شما می دهد . جایی که شما می توانید جزییات زیادی دریافت کنید اما دیگر نیازی به یک برنامه برای بیرون کشیدن اطلاعات از مصاحبه شونده ندارید.

زمانی که یک روزنامه نگار به این روش تکیه می کند لازم است که زمان طولانی تری را برای دریافت پاسخها منتظر بماند که البته این موضوع یک مشکل نیز هست چراکه فرصت شما را تنگ می کند. به عبارت دیگر ، مصاحبه پست الکترونیکی ، زمان کافی به پاسخ دهنده برای فکر کردن به سوالات را می  دهد که این خود دلیلی است برای اینکه این پاسخها برای نوشتن متن مورد نظر شما بهتر است.

اگر شما پاسخ های پست الکترونیکی فردی را استفاده کنید احتمال خطا در نقل قول بسیار کم می شود . این کار راحتتر است که متن پست الکترونیکی ارسال شده را کپی یا کات کرده و در صفحه خودتان وارد کنید تا اینکه بخواهید متنی را از روی تند نویسی یا نوار کاست رونویسی کنید.

آگاه باشید که برخی جواب های پست الکترونیکی که از سوی یک نفر ارسال شده ممکن است که توسط یک گروه تنظیم شده باشد که البته شما راهی برای دانستن این موضوع ندارید.

 

در پایان ، چرا مصاحبه می کنیم؟

به دلایلی که در بخش های قبلی به آن اشاره شد ، مصاحبه بهترین روش برای گرفتن پاسخ سوالات است که در نهایت ما را به سمت تنظیم یک گزارش خود سوق می دهد. برخی افراد بدبین مانند " مک شین " اشاره می کنند که ممکن است مصاحبه شوندگان به طور سرد ( ناخوشایندی ) دستکاری شده اند و فقط به امنیت یک ملاقه ( چیز بی اهمیت ) علاقه مندند. اما برخی افراد با تجربه راههای دیگر را پیشنهاد می کنند. بله ، ما هم همان را می خواهیم اما بیشتر روزنامه نگاران که می شناسیم به وفادار بودن و صداقت اهمیت می دهند چراکه اینها باعث اعتماد مردم به آنها و اجازه دادن آنها برای ورود به زندگی مردم می شود. بیشتر ما می دانیم که چگونه از این امتیاز ملاقات استفاده کنیم و تجربه های متنوعی را کسب نماییم.

آخرین مطلب درباره مصاحبه را از زبان " لین باربر " ( Lynn Barber ) بشنوید :
" لذت مصاحبه کردن واقعا بی اندازه است. به خاطر می آورم زمانیکه در ظهر و به هنگام ناهار با " رادولف ناریف " (
Radolf Nureyev ) زیر یک تاکستان در " ساحل کومو " ( Como Lake) به سر می بردم . با صدای ناشناخته اش ، فرهنگ لغت عظیمش ، دانش کتابهایش ، ظرافت علوم فیزیکش ( من این را نمی دانستم اما به دلیل ایدز به زودی می مرد ) ، احساس غربتش برای روزهایی که در لندن داشت ، دردهایی که در کلامش برای دوران کودکیش در Ufa داشت ، دانش متحیر کننده او درباره لوله کشی و مشکلاتی که برای نصب یک کارخانه در جزیره اش در " ناپل " ( Naples ) وجود داشت . ( به خاطر می آورم که در ان هنگام فکر می کردم که خدایا ، این ناریف است و در حال یاد دادن به من درباره تفاوت بین مخزن آب ، آب انبار و تانکر نگهدارنده می باشد ) ، وسعت نظر شگفت انگیز از اشتیاق و علاقه او ... من می توانم فقط به یک دوجین از چنین مصاحبه هایی فکر کنم ، تا زمانیکه من نگران سوال بعدی هستم و نوار کاست در حال تمام شدن است ، من آگاه بودم که یک فرصت و امتیاز طلایی را تجربه می کنم ."

 

[ ۱۳٩٠/٦/۱۳ ] [ ۱٢:۳٩ ‎ب.ظ ] [ خسرو حسینی ]

 خبرگزاری جمهوری اسلامی، خبرگزاری رسمی نظام است». این عبارت، توصیف زیبا، دقیق و حکیمانه رهبر معظم انقلاب درباره سازمان خبرگزاری جمهوری اسلامی است که به عنوان دستوری حکومتی، مبنایی برای احیای قدیمی ترین خبرگزاری کشور قرار گرفت.
نگاه وی‍ژه معظم له به ایرنا، به عنوان «خبرگزاری رسمی نظام» تدبیری عمیق و تاکیدی هوشمندانه است بر اینکه این سازمان گسترده و فراگیر، فارغ از گرایشهای سیاسی می بایست با تعهد و درک درست از واقعیات صحنه، در قامت یک رسانه حرفه ای صرفا مصالح نظام و کشور را ملاک قرار دهد.

 اما متاسفانه همانطور که شاهدیم سالهای زیادی است که  با تغییر هر دولت سیاست های این خبرگزاری گاهی اوقات حتی تا 180 درجه تغییر می بابد و این با شعار و هدف اصلی تشکیل خبرگزاری جمهوری اسلامی به عنوان رسانه نظام کاملا مغایر است .

  تنها دلیل اصلی این مشکل هم وابسته بودن خبرگزاری رسمی کشور به وزارتخانه فرهنگ و ارشاد اسلامی و به تبع آن دولت است بطوریکه با تغییر هر دولت مواضع و سیاست ها به طور طبیعی صددرصد در جهت  تبلیغ  از دولت ها تغییر می یابد و از وظیفه ذاتی و اصلی خود که همانا اطلاع رسانی برای نظام جمهوری اسلامی است ، تا حدودی  خارج می شود . این مشکل همچنین باعث شده است تا این رسانه به خاطر تغییر پیاپی مدیریت ها ناشی از تغییر دولت ها و در نتیجه مسائل جناحی و سلایق شخصیت ها برای دسترسی  به اهداف واقعی نرم افزاری و سخت افزاری در جهت منافع نظام با سختی ها و مشکلات مواجه شود.

 از این رو برای رفع این مشکل بزرگ نیاز است با ارائه طرح و یا لایحه ای و تصویب آن در مجلس شورای اسلامی ، خبرگزاری رسمی کشور از این وضعیت بسیار ناخوشایند خارج تا  این نهاد به صورت یک نهاد کاملا مستقل خارج از حیطه دولت ها در آید و یا اینکه  مثل سازمان صدا و سیما  زیر نظر مقام معظم رهبری قرار گیرد . با تصویب چنین طرحی دیگر منافع و سلایق ، خطر و افتی را متوجه این رسانه بزرگ و ملی کشور نخواهد کرد و می تواند  فارغ از از هر گونه تهدیدها و آفت های جناحی و سلیقه ای در کار خطیر اطلاع رسانی کشور در مقابل هجمه های تبلیغاتی دشمنان نظام جمهوری اسلامی موثر و سرزنده بماند.

 یافته های تحقیق پایان نامه کارشناسی ارشد اینجانب با عنوان بررسی "نقش ارزشیابان خبر در ایرنا"که دفاعیه آن در 22 شهریور 88 انجام شد نیز نشان داد که وابسته بودن ایرنا به دولت که هر چهار سال تغییر می کند به شدت به استقلال حرفه ای و ساختاری این رسانه  لطمه وارد کرده است و جامعه آماری تحقیق متفق القول بودند که ایرنا به عنوان رسانه نظام جمهوری اسلامی برای حفظ سلامت حرفه ای باید از حیطه دولت ها خارج و به مانند سازمان صدا و سیما زیر نظر بالاترین مقام عالی کشور  یعنی مقام رهبری فعالیت کند.

 علی اکبر جوانفکر مدیر عامل محترم و متعهد خبرگزاری جمهوری اسلامی با آگاهی و درایت به این موضوع اساسی ،  اقدامات مهمی را انجام داده و به موفقیت های خوبی نیز در این مورد دست یافته است که تا اندازه ای مشکل استقلال ایرنا رفع خواهد شد اما این حقیر معتقدم لازمه  استقلال کامل ایرنا خارج شدن از حیطه دولت هاست  چرا که دولت ها ثابت نیستند و عمر هر دولت چهار سال است ، پس بهترین راه مصونیت و استقلال این سازمان رسانه ای این است که زیر نظر مقام معظم رهبری قرار گیرد.

امید است با توجه به درایت و دلسوزی مسوولان اعم از دولتمردان و مجلسیان  این مهم محقق و کاری نیک و ماندگار در تاریخ رسانه ای کشور ثبت شود.

 

 

[ ۱۳٩٠/٤/۱٩ ] [ ۱:۳٤ ‎ب.ظ ] [ خسرو حسینی ]
   

تلاش های  "علی اکبر جوانفکر"  مدیر عامل ایرنا برای ارتقا این سازمان رسانه ای ملی  قابل قدردانی است .

در این یادداشت که توسط دکتر عبدالرضا داوری معاون خبر سابق ایرنا تهیه شده دلایل صحت این گزاره که " سازمان خبرگزاری جمهوری اسلامی(ایرنا) باید زیر نظر عالی ترین مقام اجرایی کشور اداره شود." بیان شده است:

دلیل شماره1-  ایرنا بازوی اطلاع رسانی حاکمیت است: دوران معاصر ما را به حق دوران گردش آزاد اطلاعات نامیده اند. امروزه فناوری های نوین ارتباطی تا اعماق جوامع انسانی نفوذ کرده و دیگر نمی توان مانعی برای دسترسی انسانها به اخبار "راست یا ناراست" ایجاد نمود. در این وضعیت وجود "رسانه رسمی" که روایتگر فرایندها و رویدادهای موجود در جامعه باشد ، ضرورتی غیرقابل انکار است چون آن دسته از افراد حقیقی یا حقوقی که تلاش دارند با کسب اخبار رسمی ، تحلیل درستی از تحولات جوامع هدف به دست آورند ، تنها با مراجعه به منبع رسمی اخبار به تحلیل و جمع بندی اقدام می نمایند.

 در شرایط حساس کنونی و شکل گیری فضای نوین اطلاع رسانی ، مسئولین عالی رتبه کشور ، مدیران ارشد ، تصمیم سازان و تصمیم گیران نظام  از یک سو و صاحبان تجارت و صنعت و سرمایه گذاران داخلی و خارجی از سوی دیگر به تناسب نوع فعالیت و شرایط کاری ، نیازمند کسب اطلاعات و اخبار صحیح و مورد وثوق هستند تا مانند "لنگر" در فضای مواج اطلاعات از آن بهره گیرند. اینجانب در زمانی که مسئولیت حوزه معاونت خبر ایرنا را برعهده داشتم بارها و بارها این موضوع را تجربه کردم که خبری در یکی از خبرگزاری ها یا پایگاههای اطلاع رسانی داخلی منتشر می شد اما سایر رسانه های داخلی و خارجی جز با تائید این خبر از سوی ایرنا ، به آن نمی پرداختند و در چنین مواردی تماسهای مکرری که از سوی مراجع مختلف با ایرنا برقرار می شد ، شان و جایگاه ایرنا را در مسیر توثیق اخبار به خوبی آشکار می ساخت.

 بر همین اساس باید اذعان نمود که در حال حاضر فعالیت ایرنا ذیل یکی از وزارتخانه ها ، به شدت جایگاه حاکمیتی این خبرگزاری را محدود و مخدوش ساخته است.ارتقاء ساختار سازمانی ایرنا تا "حد معاونت ارتباطات و اطلاع رسانی رییس جمهوری" و متعاقب آن تجمیع کلیه فعالیتهای اطلاع رسانی دولت در زیرمجموعه این معاونت ، می تواند ضمن حداکثرسازی ظرفیتهای حاکمیتی برای ایرنا ، جهشی تاریخی و تحولی شگرف را در آگاه سازی ملت ایران از اقدامات خادمان خود در دولت ، طی دورانهای آینده فراهم آورد.    

 
دلیل شماره 2 – ساختار رسمی اطلاع رسانی باید فرابخشی باشد : جنس ماموریت ایرنا –به عنوان ساختار رسمی اطلاع رسانی کشور- در حوزه های داخلی و خارجی که حضرت آیت الله خامنه ای، رهبر معظم انقلاب اسلامی از آن به "نبض نظام و دست بزن نظام بودن" یاد کرده اند ، الزامات خاص خود را دارد که با زیربخشی بودن ساختار کنونی ایرنا محقق نخواهد شد. ایرنا برای آنکه نبض نظام باشد ، باید محل تقاطع تمامی دستگاههای مسئول بوده تا بتواند با اشراف سازمانی ، دستگاههای ذیربط را به پاسخگویی فراخوانده و محصولات خبری خود را در حوزه های محرمانه و آشکار تولید نماید . در این صورت همانطور که یک پزشک با بررسی  ضربآهنگ نبض ، به "سلامت" یا "تب آلودگی" انسان پی میبرد ، می توان با بررسی اخبار و گزارشهای ایرنا به قوتها ، ضعفها ، فرصتها و آسیبهای نظام دست یافت(1).

 این میسر نخواهد شد مگر آنکه ایرنا از ساختار درون وزارتی خارج شده و با ارتفاع گیری نسبت به سایر دستگاهها ، زیرنظر مستقیم رییس جمهوری اداره شود تا تمامی وزارتخانه ها و دستگاههای اجرایی ، ایرنا را دستگاهی به موازات خود یافته و ضرورتهای پاسخگویی به آن را درک نمایند. به ویژه آنکه سه دستگاه وزارت امور خارجه ، وزارت اطلاعات و وزارت کشور که  حوزه عملکرد سیاست خارجی و داخلی نظام را تمشیت می کنند ، بیشترین سطح تماس را با ماموریتهای ایرنا به عنوان  "دست بزن نظام" برقرار کرده که با ارتقاء سطح سازمانی ایرنا از "معاونت وزیر" به "معاونت رییس جمهوری" ، این دسته از ماموریتهای ایرنا با کیفیت و کمیتی عالی تر قابل انجام خواهد بود.
دلیل شماره 3- خطوط قرمز در فعالیتهای اطلاع رسانی باید کم رنگ شود: سازمان خبرگزاری جمهوری اسلامی(ایرنا) در حال حاضر در سطح معاونت یک وزارتخانه فعالیت می کند. یعنی علاوه برآنکه موظف است خطوط قرمز وزارتخانه متبوع خود را در تولید و انتشار اخبار مورد توجه قرار دهد ، ملاحظات تمامی وزرای دیگر کابینه و افراد هم طراز با وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی را نیز باید مورد توجه قرار دهد چون تجربه نشان داده که این قبیل افراد با بهره گیری از اهرم چانه زنی و اعمال فشار بر فرد هم طراز خود( وزیر ارشاد ) ، خطوط قرمز اطلاع رسانی را برای ایرنا پررنگ تر می سازند.

 ضمن آنکه محذوریتهای وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی در تعامل با سایر قوا نظیر مجلس شورای اسلامی و قوه قضائیه به مراتب بیشتر از ملاحظات رییس جمهوری نسبت به دو قوه دیگر است و از همین رهگذر است که فشار مضاعفی برای پررنگ تر شدن خطوط قرمز اطلاع رسانی برای ایرنا ایجاد می شود. بارها و بارها دیده ایم که وزیر ارشاد به خاطر انتشار یک خبر در ایرنا مورد تذکر نماینده ای در مجلس قرار گرفته است ، حال آنکه استقرار ایرنا در زیر چتر رییس جمهوری ، سطوح تعامل بین قوا را ارتقاء داده و از اهرمهای فشار بر سر ساختار رسمی اطلاع رسانی کشور می کاهد. در واقع حضور ایرنا در کنار "رییس جمهور برآمده از آراء مستقیم ملت" ، از یک سو محدودیتها و خطوط قرمز اطلاع رسانی را کاهش داده و محدوده ای فراختر را برای ایرنا در زمینه نقادی فراهم می کند و از سوی دیگر همجواری ایرنا با رییس جمهور ، ضربه پذیری ایرنا را کاهش داده و زمینه دمکراتیزه تر شدن فعالیتهای اطلاع رسانی رسمی را فراهم می آورد. پس با ارائه این دلایل سه گانه تردیدی نباید کرد که ایرنا باید زیر نظر عالی ترین مقام اجرایی کشور(رییس جمهوری) اداره شود.

[ ۱۳٩٠/۳/٢۱ ] [ ۱:٥٢ ‎ب.ظ ] [ خسرو حسینی ]

نگاهی به موفقیت های جوانفکر در ایرنا به عنوان بازوی رسانه ای نظام

ایرنا یا همان خبرگزاری رسمی جمهوری اسلامی نامی شناخته شده برای فعالان رسانه ای کشور است که از سال ١٣۵٨ با این نام در حوزه رسانه ای کشور مشغول فعالیت است و در واقع ادامه خبرگزاری پارس است که در سال ۱۳۱۳ تشکیل شد و به عنوان اولین خبرگزاری رسمی کشور شناخته می شد و هم اکنون با نام ایرنا فعالیت می کند و نقش چشمگیری در معادلات رسانه ای کشور ایفا می کند به گونه ای که در اکثر اتفاقات ریز و درشت کشور بخوبی جای پای ایرنا دیده می شود و از جمله قابل اعتماد ترین منایع خبری برای سایت های داخلی و خارجی در مورد اتفاقات و تحولات روی داده در ایران است که با تلاش گسترده تیم مدیریتی آن حاصل شده است .

باید به این نکته اشاره کرد خبرگزاری رسمی جمهوری اسلامی یا همان ایرنا به علت آنکه پیشانی اطلاع رسانی نظام شناخته می شود هم در حوزه مسئولیت ها و هم در حوزه ویژگی های لازم جهت حرکت روبه جلو,با سایر خبرگزاری ها و سایت ها تفاوت هایی دارد. درکل ، محوریت منافع ملی ، ارزش گرایی و ولایت پذیری از مولفه های فعالیت در رسانه رسمی کشور است. جریانات سیاسی و احزاب به خوبی از گستره و قدرت تاثیر ایرنا در حوزه های داخلی و خارجی آگاه هستند و همواره سعی دارند این مجموعه رسانه ای را زیر تسلط خود بگیرند .

در دنیای امروز، حاکمیت های سیاسی برای اقناع داخلی و راهبردهای دیپلماتیک خود، رسانه هایی را در اختیار دارند که در کشور مان، ” خبرگزاری جمهوری اسلامی ” این مهم را برعهده دارد. این رسانه هفتاد و چند ساله در سه دهه اخیر فراز و فرودهای فراوانی را تجربه کرده است .

اگر قوای سه گانه را به عنوان بالهای جمهوریت نظام بپذیریم ، ریتم حمایت رسانه رسمی کشور از این قوا ، باید منظم باشد . این نظم به معنای مساوات درارسال اخبار، تعداد پاراگراف یا سطور نیست . پرواضح است که قوای سه گانه از منظر پوشش جغرافیایی، نوع کارکرد و شیوه های اطلاع رسانی ، تفاوتهای زیادی با یکدیگر دارند.

در نظام جمهوری اسلامی ایران و مطابق قانون اساسی رویکردهای کلی و کلان نظام در تمام زمینه ها از جمله رسانه توسط مقام مغظم رهبری تعیین می شود و جهت اجرا به قوای ۳ گانه محول می شود بدیهی است که ایرنا نیز نیز به عنوان بازوی اجرایی نظام از این قاعده پیروی می کند .مقام معظم رهبری ؛وظایف و مسئولیت های ایرنا را در دو جبهه داخلی و خارجی تقسیم بندی کردند در حوزه داخلی از ایرنا به عنوان نبض نظام نام بردند که بیش از هرچیز نشان از خواسته ایشان جهت ایفای نقش پررنگ از سوی ایرنا در معادلات داخل کشور است و در حوزه خارجی نیز از ایرنا به عنوان دست بزن نظام نام بردند که تاکیدی است بر وظیفه خطیری که ایرنا در رویارویی با شایعات و دروغ پردازی هایی است که همه روزه در کشورهای غربی و آمریکا علیه نظام جمهوری اسلامی منتشر می شود که با توجه به امکانات گسترده حوزه خارجی ایرنا که در ۸ گروه اروپا و آمریکا؛آفریقا و خاور میانه؛آسیا و اقیانوسیه ؛شبه قاره هند و آسیای میانه؛اخبار انگلیسی؛اخبار عربی؛اخبار بین الملیی فارسی و اخبار خارجی انجام می شود خواسته بجا و منطقی است.

علی اکبر جوانفکر از جمله مدیران رسانه ای اصولگرایان محسوب می شود که بعد از سالها خدمت رسانی در بخش های مختلف ایرنا هم اکنون نقش هدایت گر این رسانه را برعهده دارد.نگاهی بر کارنامه و سوابق آقای جوانفکر نشان می دهد که قسمت اعظم دوران شغلی خود را در ایرنا سپری کرده اند که با فعالیت در دفتر خبرگزاری ایرنا در یاسوج و آبادان شروع شد و در ادامه نیز نقش گسترده ای در توسعه خبرگزاری ایرنا در اسپانیا داشت و تنها در زمان حاکم بودن تفکر سیاسی اصلاحات بر ایرنا بود که به علت نگاه مطلق گرا و تمامیت خواهی که داشتند علی اکبر جوانفکر بر خلاف میل باطنی خود از این خبرگزاری جدا شد و در راس بودن کسی چون عبدالله ناصری بر ایرنا که از اعضای ارشد سازمان  مجاهدین انقلاب اسلامی است بخوبی بر حق بودن آقای جوانفکر را نشان می دهد که حاضر به پیروی از تفکر مضر سیاسی و مخالف منافع ملی نشد.

علی اکبر جوانفکر بعد از انتخاب به عنوان مدیر عامل ایرنا اعلام کرد که بر اساس خواست های رهبری و رئیس جمهوری ؛تلاش خواهد کرد ایرنا را به جایگاه واقعی خود در عرصه رسانه ای کشور برساند .یکی از کارهای موفقیت آمیز ایشان تلاش های گسترده بود که جهت مستثنی شده خبرگزاری ایرنا از اصل ۴۴ قانون اساسی انجام داد و در نهایت نیز به موفقیت رسید که باید گفت با تیز بینی ایشان از انحرافی بزرگ در حوزه اطلاع رسانی کشور جلوگیری شد .باید دانست که خبرگزاری ایرنا نوعی نهاد حاکمیتی محسوب می شود و به نوعی امین نهاد های اصلی نظام جمهوری اسلامی نیز محسوب می شود و باید به عنوان نهادی حکومتی با آن برخورد کرد چه آنکه ایرنا پیشانی نظام و دولت است و خصوصی کردن این خبرگزاری در ادامه ممکن بود به مشکلات فراوان و جبران ناپذیری دامن بزند که هماهنگ نبودن ایرنا با عملکرد کلان نظام فقط یکی از آنها است.

یکی از خواسته های همیشگی علی اکبر جوانفکر از زمان بر عهده گرفتن مسئولیت ایرنا درخواست برای ارتقای سازمانی ایرنا تا حد معاونت اطلاعات و ارتباطات رئیس جمهوری بوده است که می تواند در صورت تحقق موجبات شکوفایی بیش از پیش ایرنا را فراهم آورد . قرار داشتن ایرنا در ذیل یک وزارت خانه و محدود کردن آن با قوانین آن وزارت خانه بدون شک با مسئولیت های گسترده ایرنا که وظیفه اطلاع رسانی اصلی را در سپهر سیاسی کشور بر عهده دارد هیچ تناسبی ندارد و مدیر عامل خبرگزاری ایرنا بخوبی این مشکل را مشکل ساختاری خبرگزاری ایرنا دانستند که در صورتی که مستقیم زیر نظر رئیس جمهوری اداره شود مطمئنا به جایگاه واقعی خود خواهد رسید .

از جمله کارهای درخشان علی اکبر جوانفکر در ایرنا نقش پررنگ و گسترده ای بوده که ایرنا در طرح بزرگ هدفمند کردن یارانه ها بر عهده داشت یعنی در شرایطی که اکثر سایت ها و منابع خبری همچنان به علت تردید در اجرای موفقیت آمیز این طرح از سوی دولت؛در زمینه اطلاع رسانی فعالیت چشمگیری نداشتند ایرنا یک تنه بار سنگین آگاهی دهی را بر عهده داشت و توانست بخوبی در این زمینه رسالت اصلی خویش را انجام دهد و در زمینه ۳ گروه هدف این طرح یعنی مردم؛صنایع؛و دولت روشنگری های لازم را انجام دهد.

[ ۱۳٩٠/۳/٧ ] [ ٧:۳۳ ‎ق.ظ ] [ خسرو حسینی ]

علی اکبر جوانفکر" مشاور مطبوعاتی رییس جمهور و مدیرعامل خبرگزاری جمهوری اسلامی از یاران صدیق رییس جمهور در وبلاگش با اشاره به مطلب چند روز پیش کیهان و عناوینی که این روزنامه درباره وی به کار برده است، نوشت:

 روزنامه فخیمه کیهان طی روزهای اخیر و در مقام پاسخگویی به یک سووال مطرح شده، ترجیح داده است به جای ارائه منطق عقلانی و قابل دفاع و اقناع مخاطبان خود، وجهه بنده را به عنوان یک مدیر نظام جمهوری اسلامی ایران که دارای سابقه روشنی از خدمتگزاری و دفاع از اصول و مبانی ارزشی نظام هستم ، تخریب نماید.

وی ادامه داد: رسانه های خبری که بخش عمده آنها به صورت زنجیره ای در مدار مخالفت با دولت حرکت می کنند، روز یکشنبه ۲۸ فروردین ماه خبری را در خصوص مخالفت مقام معظم رهبری با استعفای آقای مصلحی از سمت وزارت اطلاعات مخابره کردند و بعضا نیز مخالفت معظم له را به پذیرش استعفا از سوی رئیس جمهور مربوط دانستند. آنها نوشتند که آقای مصلحی با حکم حکومتی رهبر معظم انقلاب ماندگار شد. سووال بنده در مصاحبه با روزنامه شرق این بود که این حکم حکومتی کجاست و چگونه به دست رسانه های منتشر کننده آن رسیده است؟

 بلافاصله پس از انتشار این مصاحبه، سایت خبری فارس در گزارشی شتابزده و هجوگونه اقدام به پاسخگویی کرد ...در این گزارش که در تمامی رسانه های زنجیره ای طیف مدعی اصولگرایی انعکاس پیدا کرد، نامه مقام معظم رهبری به آقای مصلحی که روز ۳۰ فروردین ماه صادر و روز بعد از آن منتشر شده است، مستند حکم حکومتی قرار گرفته و تصریح شده که جوانفکر پس از سه هفته ، هنوز متوجه حکم حکومتی نشده است؟! روز دوشنبه نیز روزنامه کیهان مدعی شد که بنده حکم حکومتی رهبر معظم انقلاب را در باره ابقای وزیر اطلاعات انکار کرده ام.

 کیهان به همین بهانه هرگونه توهینی را به بنده جایز شمرده و در حد مقدورات، از الفاظ قبیح برای به نتیجه رساندن حمله ناجوانمردانه خود استفاده کرده است. اگر کسی با فرهنگ و ادبیات حاکم بر روزنامه کیهان و سایت خبری فارس آشنا نباشد، دچار شک و شبهه خواهد شد که چگونه ممکن است یک رسانه خبری، آن هم در قامت روزنامه با سابقه ای مانند کیهان یا سایت فارس که از بودجه عمومی کشور ارتزاق می کنند، تا این حد به ابتذال اخلاقی مبتلا شده و علیه حیثیت افراد حریم شکنی می کنند و چرا و به جای ترویج اخلاق، مروت، انصاف و ارزشهای دینی و انسانی، نمایه هایی از مواضع زشت و دون شان انسانی را به جامعه منعکس می کنند؟ به راستی مجوز انجام چنین رفتاری ، از کجا به دست آنها رسیده است؟

 سوال بنده که به صورتی کاملا محترمانه و به دور از شائبه مطرح شده است، پاسخ روشن و دقیقی را طلب می کند. آنها بهتر است به جای فرار از حقیقت، فرافکنی و هوچی گری، با شفافیت به این سووال پاسخ دهند که چگونه ممکن است حکم حکومتی رهبر معظم انقلاب روز سه شنبه سی ام فروردین ماه صادر شده باشد و آنها روز یکشنبه ۲۸ فروردین ماه آن را منتشر کرده باشند؟! پر واضح است که این سووال به معنای انکار نامه مقام معظم رهبری به آقای مصلحی نیست. خبرگزاری جمهوری اسلامی و روزنامه ایران بلافاصله پس از صدور این نامه ، اقدام به انتشار آن کردند ، بنابراین معلوم نیست که روزنامه کیهان چرا به دروغ مدعی انکار نامه از سوی اینجانب شده است؟

[ ۱۳٩٠/٢/٢۱ ] [ ٦:۱٩ ‎ب.ظ ] [ خسرو حسینی ]

 

رئیس خبرگزاری جمهوری اسلامی (ایرنا) مرکز کهگیلویه وبویراحمد در دیدار فرماندار شهرستان کهگیلویه از خبرگزاری جمهوری اسلامی (ایرنا)مرکز یاسوج گفت: وقتی در جامعه ما صحیت از اطلاع رسانی می شود مطبوعات و صدا و سیما در اذهان تداعی می یابد در حالی که نقش اصلی تولید و جریان سازی خبر و اطلاع رسانی را خبرگزاری ها به عهده دارند.
خسرو حسینی افزود: در این بین خبرگزاری جمهوری اسلامی (ایرنا) نیز نقش اصلی تولید و تامین خبر بخصوص در استان را به عهده دارد از اینرو شایسته است مدیران برای اطلاع رسانی بهینه از مسائل و عملکردهای خود از این فرصت و ظرفیت حرفه ای رسانه ای بهره گیرند.
وی گفت: مدیران و روابط عمومی ها می توانند با آشنایی و برقراری تعامل خوب با رسانه ها بوبژه ایرنا به عنوان یکی رسانه ملی و رسانه مادر در اطلاع رسانی موثر از حوزه تحت پوشش به توسعه استان کمک نمایند.
وی فرماندار کنونی کهگیلویه را مدیری نامید که با آگاهی از نقش موثر اطلاع رسانی و تعامل خوب با رسانه ها توانسته است در اطلاع رسانی و انعکاس عملکردها و خدمات دولت و بیان مسائل و مشکلات این شهرستان موفق عمل کند.
حسینی دیگر فرمانداران و مدیران استان را به اگاهی از اهمیت اطلاع رسانی فراخواند و گفت : مدیرانی که به مقوله اطلاع رسانی بی تفاوت هستند در واقع به خود ، مجموعه تحت پوشش و در مجموع استان بی تفاوتی نشان می دهند.

به گزارش ایرنا ، فرماندار شهرستان کهگیلویه نیز در این بازدید گفت: مهمترین کاردکرد و شاخص در تقویت این مقوله داشتن یک روابط عمومی پویا ، قوی و آشنای به مسایل و شیوه تهیه و تنظیم خبر است.
 نصرت الله انصاری با اشاره به شاخصهای اساسی در یک مدیریت خوب و کارآمد افزود:  ارتباط موفق ، مدیریت موفق را می طلبد و مدیریت موفق نیز در گرو ایجاد ارتباط موفق با عوامل درون و برون سازمانی به خصوص رسانه های ارتباط جمعی است.
انصاری اظهار داشت: به نظر می رسد امروزه مدیریت سازمانها و ادارات بیش از هرزمان دیگری نیازمند یک روابط عمومی قوی جهت برقراری تعاملات دوسویه با بیرون به خصوص رسانه های ارتباط جمعی هستند تا بتوانند با نظارت دقیق و کارشناسانه اصحاب رسانه مسیر توسعه و تعالی سازمان و دستگاه مربوطه خود را رقم بزنند.
وی ، با اعلام آمادگی کامل فرمانداری و سایر ادارات این شهرستان با رسانه های ارتباط جمعی اظهار داشت: انتظار می رود که رسانه ها در گزارشات و انعکاس اخبار و اطلاعات خود انصاف را نیز رعایت کنند.
انصاری گفت: رسانه ها هم می توانند با انتقادهای سازنده خود مدیران را نسبت به حل مشکلات موجود و رفع نقاط ضعف گوشزد نمایند و هم با انعکاس خدمات و اقدامات صورت گرفته مدیران و دست اندرکاران را تشویق و مردم را نسبت به آینده ، نظام و انقلاب امیدوار کنند.
وی عنوان کرد: بنده مخالف این موضوع هستم که بخواهیم برای توجیه کارهای انجام نشده و برزمین مانده خود توپ را در میدان دیگران و یا سایر مسوولان و مقامات اجرایی استان بیندازیم بلکه باید با تعامل ، همکاری و همدلی مشکلات و معضلات موجود را یکی پس از دیگری مرتفع ودر اندیشه برنامه ریزهای منسجم برای حل مسایل و معضلات مختلف در حوزه های گوناگون برآییم .

 

[ ۱۳۸٩/۱٠/٤ ] [ ٩:۳۳ ‎ق.ظ ] [ خسرو حسینی ]

 

 

یاسوج - رئیس خبرگزاری جمهوری اسلامی (ایرنا) مرکز کهگیلویه وبویراحمد گفت: جامعه مطبوعاتی و رسانه ای استان نیازمند توجه و ساماندهی از سوی مسوولان متولی شامل استانداری و فرهنگ و ارشاد اسلامی ازطرفی و از سویی بازیگران اصلی این حرفه مهم و مقدس در استان است.

خسرو حسینی در گفت و گو با خبرنگار خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا) منطقه کهگیلویه و بویراحمد افزود: متاسفانه جامعه رسانه ای و مطبوعاتی استان ما بی در و پیکر شده است بطوری که مغرضان ، کوته بینان و نااهلان نیز وارد جامعه شلوغ و پرتحرک این حرفه شده و با توجه به نبود واحد نظارت و کنترل رسانه ای از یکسو و بی توجهی خبرنگاران و متولیان رسانه های اصیل و فعال از سوی دیگر ، ضربه های مهلکی به پیکره اصیل روزنامه نگاری و خبرنگاری حرفه ای و متعهد وارد می کنند.
وی گفت: فعال نبودن خانه مطبوعاتی ، ناآگاهی متولیان فرهنگی نسبت به قوانین مطبوعاتی ، بی توجهی هیات منصفه مطبوعاتی و بی تفاوتی متولیان از جمله مواردی است که باعث خدشه دار شدن جامعه رسانه ای شده است.
حسینی گفت: کسانی که به عنوان بازاریاب در جامعه خبرنگاری قلم علم کرده اند ، افرادی که بدون تخصص و تعهد در قالب خبرنگار ظاهر شده اند نشریاتی که از وظایف و قوانین فعالیت حرفه ای رسانه ای ناآگاه و یا بی توجه هستند و برخی سایت ها که در محیط بی در و پیکر سایبر هر که چه دوست دارند به اسم خبر منتشر می کنند همه از مظاهر نابسامانی جامعه رسانه ای و مطبوعاتی در استان است.
وی گفت: قانون کپی رایت براحتی از سوی بیشتر نشریات و رسانه ها نادیده گرفته شده و زحمات خبرنگاران و رسانه های فعال را زیر سوال می برند و برخی بازاریابان مانند زبل خان این جا , آنجا و همه جا به اسم خبرنگار در محافل و نشست های مطبوعاتی ظاهر می شوند و سوءاستفاده می کنند و در مجموع حرفه اصیل خبرنگاری را به باد استهزا گرفته اند .
وی خبر و خبرنگاری به معنای واقعی در استان ما هم از سوی فعالان این حرفه و هم از سوی مسوولان به خوبی شناخته شده نیست آن چیزی که ما بعضا در جامعه خبرنگاری استان مشاهده می کنیم متاسفانه با بی انصافی ها و ندانم کاری ها (نبود تعهد) و نابلدیها (نبود تخصص) عجین و این عوامل باعث شده تا حرفه مقدس و مهم خبرنگاری رنگ ببازد و چهره اصلی خبر و خبرنگاری مخدوش شود.
حسینی افزود: امروز دهها و شاید صدها نفر با عنوان خبرنگار یا رونامه نگار د راستان وارد این حرفه شده اند و به قول خودشان قلم می زنند اما به اعتقاد من خیلی از این صدها نفر سیاهی لشکری بیش نیستند و تنها به خاطر رسیدن به فرصت های شغلی ، درامد منافع و مصالح شخصی ضربه سهمناکی به خبرنگاران اصیل و راستین وارد کرده اند و جامعه به خاطر این به ظاهر خبرنگاران و روزنامه نگاری آسیب های فراوانی به خود دیده است.
وی از طرفی حمایت نشدن به معنای واقعی رسانه ها و فعالان رسانه ای از سوی متولیان را عامل مهم دیگری بر نابسامانی فعالیت رسانه ای در استان دانست و افزود: در یک جامعه رسانه ای پویا ، خبرنگاران و مسوولانش برای رشد و توسعه منطقه خود تعامل منطقی و کارشناسانه دارند اما در استان ما این چنین نیست.
وی اظهار داشت: ناظر رسانه ای برای کنترل وضعیت خبرنگاران و مطبوعات در استان وجود ندارد و خبری از آمورشهای کلاسیک رسانه ای نیز در استان نیست.
رئیس ایرنا مرکز کهگیلویه و بویراحمد تصریح کرد : همه این موارد نشان می دهد که جامعه رسانه ای و خبرنگاری در استان کهگیلویه و بویراحمد نیازمند ساماندهی جدی است.

[ ۱۳۸٩/٦/۳٠ ] [ ۱۱:۱٦ ‎ق.ظ ] [ خسرو حسینی ]
روز به یاد ماندنی ایرنا؛ همه اش لبخند بود و اشک
شاید اولین میهمانی که برای شرکت در مراسم تجلیل از بازنشستگان ایرنا، وارد هتل بزرگ تهران شد، دکتر عباسی وزیر تعاون بود. بعد هم بقیه مدعوین آمدند؛ بهتر بگوییم همه آمدند.
از همان ابتدا و پیش از آغاز رسمی مراسم که با تلاوت آیاتی از کلام الله مجید و سرود جمهوری اسلامی ایران کلید زده شد، بازار دیده بوسی و چاق سلامتی میان آنها که مدتی است از ایرنا جدا شده اند، با همکارانشان، داغ بود.
در این گردهمایی و نشست صمیمی، هم قطرات اشک بود که بعضا می شد بر روی گونه ها مشاهده کرد و هم لبخند؛ لبخندهایی حاکی از شوق دیدارهای تازه شده .
ابتکار علی اکبر جوانفکر، مدیرعامل ایرنا، در برگزاری مراسم تجلیل از بازنشستگان ، آن هم با حضور مدیران عامل ادوار ایرنا، طی 30 سال گذشته، کار بزرگی بود؛ موضوعی که همه مدیران عامل سابق ایرنا و حتی حاضران در جمع به آن معترف بودند؛ کاری که به نظر می رسد جایش در حوزه معنوی سازمان خبرگزاری جمهوری اسلامی که پا در نیمه دوم هفتمین دهه از عمرش می گذارد، خالی بود.
با ورود مدیران عامل، سالن محل برگزاری مراسم به وجد آمد؛ آنچنان که شروع مراسم را با تاخیر روبه رو ساخت.
آقای شریف اولین مدیرعامل ایرنا ، از 22 بهمن 57، از راه رسید، با چهره ای تکیده ، اما روحیه ای که به نظر خیلی شاداب بود، حداقل از گرمی روبوسی هایش با همکاران قدیم و جدید می شد این را دریافت.
بعد دکتر کمال خرازی مدیرعامل دهه 60، به جمع پیوست ؛ مردی که یادآور روزهای سخت جنگ و دفاع مقدس است و حالا دیگر تمام موهایش را سپید کرده و درحالی با بچه های ایرنا چاق سلامتی می کرد که نمی توانست خوشحالی اش را در پشت آن چهره همیشه جدی اش پنهان کند.
حسین نصیری سومین مدیرعامل ایرنا نیز از راه رسید، هم او که به گفته خودش باور حضور در چنین مراسمی را نداشت. او هم در آغوش همکاران یاد و خاطره گذشته ها را زنده کرد.
فریدون وردی نژاد مدیرعامل دهه 70 ایرنا که منشاء اثر بسیاری از جمله، راه اندازی دانشکده خبر و موسسه مطبوعاتی ایران، بوده و هنوز هم آثار و نشانه های حضورش، با همه خاطرات دوران مدیریتش در یادها مانده است، وارد سالن شد و در حلقه گرم همکاران قدیمی اش قرار گرفت.
احمد خادم المله، هم آمد ؛ هم او که اگر چه دوره مدیریتش در ایرنا به دلیل کارشکنی ها، چندی بطول نینجامید، اما همچنان به عنوان یار و رفیق قدیمی ایرنایی ها، محبوب است و هرجا که باشد به گفته خودش، از این خانه اول غافل نیست.
فیاضی هم از راه رسید ، با همان حجب و صفایی که از او در دوران مدیریتش در ایرنا به یاد داریم. بهداد آخرین مدیرعامل ایرنا ، البته با کمی تاخیر، وارد سالن شد و به سرعت در ردیف اول جای گرفت، تا در غیاب تنها مدیرعامل ادوار ایرنا یعنی عبدالله ناصری، مراسم رسما شروع شود.
بعد از تلاوت آیاتی از کلام الله مجید، همه به پا شدند تا سرود جمهوری اسلامی ایران نواخته شود.
آقای وطن دوست آن پیر با تجربه ایرنا که سالهاست در کسوت بازنشستگی است و هم اکنون در مدیریت اکبر جوانفکر، در سمت مشاور در کنارش قرار دارد، مجری این مراسم بود که به دنبال مقدمه ای، از جوانفکر دعوت کرد تا به عنوان میزبان ، برای حاضران سخن بگوید.
جوانفکر با قرائت چند بیتی از خیام نیشابوری، مهمترین هدفش را از برگزاری این مراسم ، تقدیر و گرامی داشتی از همت های بلند سه دهه فعالیت و تلاش در ایرنا دانست؛ هم آنانی که در کسوت خبرنگاری و حضور در صحنه رویدادهای مهم و حساس کشور زحمت کشیده و خون دل خورده اند و هم از مدیران ارشدی که طی 30 سال گذشته ، بار مدیریتی سازمان را بر دوش داشته اند.
او ، از شهدا، جانبازان ، درگذشتگان هم یادی کرد و یادشان را گرامی داشت؛ یاد و خاطره مشایخی صارمی، گودرزی، ساجدی، میرافضلی، عبداللهی، سنجری ، رفیع رسم و دیگر عزیزان سفر کرده بخیر.
جوانفکر در فحوای سخنانش این منظور را هم رساند که هیچ دلبستگی به پست و مدیریت نداشته و تنها از سر انجام وظیفه، بار مدیریتی ایرنا را به دوش گرفته است.
دکتر عباسی وزیر تعاون سخنران دیگر بود که آقای وطن دوست او را به پشت تریبون فراخواند.
عباسی ، در آغاز سخن، این ابتکار را اقدامی پسندیده توصیف کرد و ضمن تشکر از مدیرعامل ایرنا، گفت که به عنوان عضوی از هیات دولت، از ایرنایی ها به خاطر تلاش ها و زحمت هایشان، تشکر و تقدیر می کند.
دکتر عباسی ، ضمن یادآوری اهمیت کار خبر و اطلاع رسانی و نقش آن در زندگی اجتماعی ، به این نکته هم اشاره ای کرد که عمر متوسط خبرنگاران براساس تحقیقات بعمل آمده، 45 سال است و از مشاغل سخت و زیان آور محسوب می شود.
در ادامه مراسم، از دکتر خرازی درخواست شد که به جایگاه آمده و با همکاران سابقش سخن بگوید.
خیلی خلاصه گفت؛ اما مفید و کاربردی، همراه با ذکر خاطراتی از جنگ. و خاطره ای از شهید رجایی .
دومین مدیرعامل ایرنا گفت : روز خوبی است ، امروز خاطرات هشت سال دفاع مقدس و کار و تلاش در روزهای سخت ایرنا برایم زنده شد. بعد از جوانفکر بخاطر ابتکارش تقدیر و تشکری کرد و از وی خواست تا این دست برنامه ها تداوم داشته باشد.
خرازی، از خبرگزاری و اهمیت نقش آن در عرصه اطلاع رسانی کشور هم گفت و آن را سازمانی "دانش پایه" توصیف کرد که خبرنگاران و عکاسانش شاهدان عینی در میدان وقایع و رویدادها محسوب می شوند.
وی یک پیشنهاد مشخص هم برای مدیرعامل ایرنا مطرح کرد و آن این بود که خاطرات ایرنایی ها ، اعم از اسناد و اطلاعاتی که دارند، جمع آوری و ثبت شود؛ چرا که گنجینه با ارزشی است و می تواند مقدمه نگارش تاریخ خبرگزاری باشد.
خرازی در بیان خاطراتی از دوران مدیریتش در ایرنا، گفت که آن روزها، روزهای تلخی ها و شادی ها بود که همکاران ایرنایی با چه مشقات و گرفتاری هایی به ثبت و ضبط وقایع جنگ می پرداختند؛ روزهایی که به گفته وی برای ارسال اخبار از جبهه ها، مجبور شدیم در لابلای وسایل و تجهیزات مستهلک انبار جستجو کنیم تا یک دستگاه بی سیم بیابیم و آن را به میدان جنگ ببریم.
وی، البته در فرازی کنایه گونه، به شرایط امروز کار اطلاع رسانی اشاره کرد و اینگونه گفت که امروز شرایط عوض شده و تغییر کرده و انواع خبرگزاری و وب سایت در فضای سایبری فعال شده "آنچنان که هرکس می تواند خبری از خودش تولید کند و آن را منتشر کند".
دومین مدیرعامل ایرنا ، بعد از انقلاب ، ضمن یادکردی از شهیدان و جانبازان و درگذشتگان ایرنا، کارکنان سازمان را سرمایه های ارزشمندی خواند که به اعتقاد وی می بایست از آن استفاده کرد و بهره جست.
بخش بعدی مراسم تجلیل از بازنشستگان ایرنا ، حضور دیگر مدیران عامل گذشته این خبرگزاری در پشت تریبون بود تا هرکدام خاطره ای و کلامی از دوره مدیریت خود بازگو کند.
بهداد، اولین نفر بود که پشت تریبون قرار گرفت و گفت که در دوره مدیریتش بیشتر زمان و انرژی را بابت پیگیری ها و مشکلات سازمان صرف کرده و در عین حال از ابتکار جوانفکر تقدیر کرد و آن را شایسته ایرنایی ها دانست .
در لابلای گفته هایش، به رویه جوانگرایی دولت نهم اشاره ای کرد و گفت که اعتقاد دارد جوانگرایی نباید موجب تجربه گریزی شود. او گفت که اگر اینگونه باشد، امری آزار دهنده خواهد بود.
بهداد ، جوانگرایی در کنار بهره گیری از تجربه نیروهای قدیمی را عامل پیشرفت و بهبود فعالیت ها دانست و البته تصریح کرد که برای این کار نیاز به مکانیزم و سازوکار مناسب هست.
وی در نهایت با تشکر دوباره از جوانفکر ، این ابتکار را مبارک دانست.
فریدون وردی نژاد که حالا مدرس دانشگاه است و عمدتا به فعالیت های پژوهشی مشغول است، دیگر سخنران این جلسه بود. او نیروهای ایرنا را سرمایه بزرگ و ارزشمند برای کشور دانست و گفت که دولت می تواند از نیروهای ایرنا به شکل مناسب در عرصه های کاری استفاده کند.
وی ضمن تقدیر از جوانفکر بخاطر ابتکارش، گفت که بهترین هدیه ای که می توان به نیروهای ایرنا اعطا کرد، این است که فردی در راس آن قرار گیرد که پله های ترقی را در داخل این سازمان طی کرده و از خود ایرنایی ها باشد. او مدیریت جوانفکر را یک فرصت خوب و مناسب برای ایرنا توصیف کرد.
وردی نژاد هم پیشنهاد مشخصی ارائه داد و آن اینکه از نیروهای باتجربه و بازنشسته در کنار سازمان استفاده شود.
فعالیت های آموزشی در دانشکده خبر، اجرای پروژه های خبری در کنار سازمان، گردآوری تجربیات دوران های مختلف و چاپ و نشر آن و همچنین فعالیتهای بازرگانی در حوزه خبر، از جمله ماموریت هایی است که وردی نژاد در این پیشنهاد خود برای بازنشستگان باتجربه قائل شده است.
اما هنگامی که چهارمین مدیرعامل ایرنا گفت که بهترین دوران زندگی کاری اش را دوران حضور در ایرنا می داند، با ابراز احساسات و تشویق حاضران روبه رو شد.
نوبت به آقای شریف رسید که خاطره ای بگوید. اولین مدیرعامل ایرنا بعد از انقلاب، دو اتفاق مهم خبری در سالهای قبل و بعد از انقلاب را بازگو کرد که یکی مربوط به پیاده شدن انسان بر روی کره ماه بود و دیگری کودتای کمونیستی ببرک کارمل در افغانستان که ایرنا در مورد اول توانست زودتر از تلویزیون خبر را منتشر کند و در مورد دوم نیز اولین خبری که دررسانه های بین المللی منتشر شد، به نقل از ایرنا بود.
او هم از جوانفکر بخاطر برگزاری این مراسم تقدیر کرد.
حسین نصیری، مدیرعاملی که بعد از خرازی و قبل از وردی نژاد در ایرنا دوره مدیریتش را طی کرد، نفر بعدی بود که پشت تریبون قرار گرفت و صحبت هایش را با تشکر از جوانفکر شروع کرد و در تکمیل آن تشکر ، این جمله را گفت که "شادابی شاخه ها در گرو احترام به ریشه هاست".
نصیری نیز نیروهای سازمان را سرمایه های ارزشمند دانست و سپس یادی از شهدا، درگذشتگان و جانبازان کرد و از جمله خاطره ای که تعریف کرد مربوط به مجروحیت غلام اسلامی فرد در جبهه بود.
احمد خادم المله، از نیروهای قدیمی ایرنا و مدیرعامل یک دوره کوتاه سازمان، نفر بعد بود که مانند همیشه ممکن نیست در چنین جمع هایی، بخواهد صحبت کند.
او گفت که صحبت در جمع بچه های ایرنا برایم خیلی سخت است ، مراکز مختلفی کار کرده ام ، اما هیچ جمعی را همچون ایرنا فرهیخته ندیده ام.
خادم ، خطاب به جوانفکر ، ضمن تشکری که بخاطر برپایی این مراسم کرده ، گفت که خبرگزاری همواره در تمام دوران 30 سال گذشته درخدمت نظام بوده است.
او همچنین خاطراتی از گذشته را مرور کرد؛ از دوران حضورش در انجمن اسلامی و مخالفت هایی که با مدیریت وقت می کردند. اما در عین حال، این را هم گفت که در تمام آن روزها تجربه های زیادی از مدیریت آقای خرازی اندوخته و ضمنا از دیگر مدیران عامل ، بویژه وردی نژاد و حسین نصیری ، به نیکی یاد کرد.
خادم هم در بیان سرمایه انسانی ایرنا، به جوانفکر پیشنهاد داد که از کارکنان ایرنا، در پایان دوران خدمتشان، در قالب های نویسنده، حوزه های آموزشی و مشاوره در قالب اتاق فکر، بهره بگیرد.
وی تاکید کرد که در کار خبر بازنشستگی معنا ندارد.
آخرین مدیرعامل ادوار، آقای فیاضی بود که او هم تشکر کرد و گفت که کار در ایرنا از افتخارات زندگی کاری اش است.
فیاضی هم ذکر خاطره ای کرد و صیانت از نیروی انسانی ، به عنوان سرمایه ای ارزشمند، مشکل ساختمان فعلی ایرنا در تهران و راه اندازی سایت اینترنتی ایرنا را از مهمترین دغدغه هایش در مدت حضور در ایرنا دانست.
در پایان، هدایایی به بازنشستگان ایرنا اهدا شد و همچنین به "محمد تقی روغنی ها" معاون اسبق خبر ایرنا در دوره های مختلف ، به عنوان صبورترین معاون خبر این سازمان لوح تقدیری اهدا گردید .
سپس بازار عکس یادگاری رونق گرفت و در خاتمه مدیران عامل به اتفاق به ایرنا آمدند و در بازدیدی از بخش های مختلف سازمان، بویژه اتاق خبر، روز خاطره انگیز و بیاد ماندنی را برای ایرنایی ها رقم زدند.
 

 

[ ۱۳۸٩/۳/۱ ] [ ٤:٠۱ ‎ب.ظ ] [ خسرو حسینی ]

شبکه ماهواره ای فارسی 1 که حدود ٨ ماه از راه اندازی آن می گذرد با تلاش خودآگاه یا ناخود آگاه برای ترویج ابتذال در میان خانوارهای ایرانی ، فروپاشی فرهنگ ، دین و تمدن کشورمان را هدف قرار داده است .

این شبکه با پخش سریالهای دوبله شده از آمریکا ، اروپا ، آمریکای جنوبی و بعضا کره جنوبی سعی در ترویج فرهنگ ابتذال در کشورهای فارسی زبان خصوصا ایران را دارد.
محور تمامی سریالها و برنامه های فارسی١ حول پنج محور می چرخد:١ - ترویج روابط نامشروع جنسی بین دختران و پسران و زنان و مردان ٢- ترویج روابط و دوستی های خیابانی بین جوانان و نوجوانان دختر و پسر٣- ترویج بی حجابی - ۴- ترویج استفاده از مشروبات الکلی5- تروریست و عقب مانده نشان دادن کشورهای اسلامی و خاورمیانه.
این سریالها از ساعت ١٧ تا ٢۴ شب زمانی که همه اعضای خانواده ایرانی گرد هم آمده اند پخش می شوند . سریال های شبکه در روز بعد در چندین نوبت در طول روز نیز تکراز می شوند.
محتوا و زمان پخش معنادار برنامه ها موید این نکته است که برنامه سازان این شبکه با اهداف خاصی به پخش سریالها برای جامعه ایرانی می پردازند.
خواه و ناخواه این واقعیت را باید پذیرفت برغم ممنوع بودن استفاده از ماهواره ، بسیاری از خانوادهای ایرانی حتی در دورترین روستاها نیز از ماهواره استفاده می کنند و میزان استفاده از این رسانه هم روز بروز رو به افزایش است .
در محافل خصوصی و خانوادگی و کوچه و بازار براحتی می توان متوجه بحث افراد در مورد سریالهای فارسی 1 شد.
توجه به این شبکه بیگانه آنقدر زیاد شده است که حتی برخی از شرکتها و موسسات تجاری ایرانی آگهی خود تبلیغاتی خود را به این شبکه سپرده اند.
شبکه فارسی 1 که توسط کمپانی استار متعلق به نیوزکورپریشن اداره می‌شود با پخش برنامه‌های خود به زبان فارسی، وارد نبرد با برنامه‌های فرهنگی ساخت ایران شده است. این شبکه بر خلاف سایر شبکه‌های مشابه، فیلم‌ها و سریال‌های روز تولید غرب را به صورت دوبله فارسی پخش می‌کند.
گفته می شود مقر شبکه جدیدالتاسیس در هنک‌کنگ قرار دارد و موسس آن نیز مجموعه رسانه‌ای استار متعلق به نیوزکورپوریشن است. شرکت موبی همکار شرکت استار در تولید برنامه‌های این شبکه است.
در سالهای گذشته قدرتهای جهانی به ضرورت هدایت افکار عمومی ایران و استحاله فرهنگ ایرانی-اسلامی پی برده
اند و برای این منظور به تاسیس شبکه های فارسی زبان دست زده‏اند.
چندی پیش نیز شبکه ام.بی.سی پرشیا متعلق به خاندان سعودی اقدام به پخش بیست و چهارساعته فیلم‌های تولید هالیوود با زیرنویس فارسی برای مخاطبان ایرانی کرد.
اینبار رابرت مرداک ، صهیونیست استرالیایی که به امپراطور 76 ساله مشهور است برای ادامه اجرای این طرح در کشور جمهوری اسلامی دست به کار شده است و با تاسیس شبکه فارسی اقدام به پخش جدیدترین سریالهای صهیونیستی هالیوودی به زبان فارسی می کند که اغلب این فیلم ها با هدف ترویج روابط نامشروع جنسی، شیطان پرستی ، خشونت و دیگر موارد ابتذال ساخته شده اند.
شک نکنیم رابرت مرداک یهودی مالک فارسی 1 دلسوز ایران و ایرانیان نیست که بخواهد با سرمایه گذاری کلان برنامه های تفریحی و سرگرمی برای مردم ایران تهیه کند .
مرداک مطمئنا با حمایت برخی کشورهای مخالف ایران با سرمایه گذاری و صرف هزینه بسیار زیاد علاوه بر اهداف اقتصادی خود تغییر فرهنگ جامعه ایرانی را با سمت و سوی مورد نظر خود نشانه رفته است.
روند نفوذ فارسی 1 در میان محاطبان ایرانی آنچنان زیاد شده است که چنانچه مسوولان متولی برای چاره اندایشی و اقدام سریع وارد گود نشوند کیان جامعه اصیل و اسلامی ایرانی در معرض خطر جدی سقوط فرهنگی قرار خواهد گرفت.
رابرت مرداک کیست؟
رابرت مرداک (یا مرداخ یا مردوخ) یک سرمایه دار امریکایی استرالیایی تبار است. اما او با همه سرمایه دارهای امریکایی فرق دارد. او صاحب یک غول است؛ غولی که البته از توی چراغ جادو نیامده است.
در حال حاضر عمده ترین دارایی رسانه ای مرداک، شرکت عظیم نیوز کورپریشن است که 9 رسانه مختلف آن در شش زمینه مختلف اطلاع رسانی می کنند. در عظمت و کستردگی این شرکت، همین بس که در آخرین آمار منتشر شده از سوی مسوولان آن نیوز کورپریشن تنها در سال 1996 بیش از 10 ملیارد دلار سود داده است.
در حال حاضر، این شرکت صاحب بیش از 130 روزنامه در سطح جهان است که محتوای خیلی از آنها با تمرکز بر 3 موضوع سکس!، حوادث و ورزش به سمت ادبیات عامه پسندی که معمولا منتقدان رسانه ای آن را ادبیات مبتذل می نامند، سوق داده شده است.
به هرحال همین موضوعات و ادبیات مبتذل حسابی در میان جوانان آن طرف آبها طرفدار یافته است.
مرداک قبل از اینکه به بازار اروپا و امریکا وارد شود، نیوز کورپریشن را در دهه 60 میلادی در استرالیا تاسیس کرد و نخستین گامهای پیشرفت و توسعه را در سال 1969 میلادی با خریدن نشریات
News of the world و sun و روزنامه نیویورک پست در میانه دهه 70 میلادی در پیش گرفت.
اما روزنامه ها و رسانه های مکتوب نتوانستند عطش روبرت مرداک را فرو بنشانند، او به قصد راه یافتن به جعبه کوچک جادویی، ماهواره تلویزیونی و شبکه کابلی
SKYTV را در دهه 80 راه اندازی کرد که با وجود بداقبالی و شکستهای اولیه، بالاخره از آب و گل در آمد. او هم چنین مالک 64 درصد از سهام شبکه تلویزیونی star است که مرکز آن در هنگ کنگ قرار دارد. استراتژی روشن و واضح این شبکه تسخیر آسمانها به کمک مخابرات ماهواره ای در گستره ای به پهنای ژاپن تا ترکیه است که تاکنون توانسته بخش عمده ای از بازارهای بزرگ چین و ژاپن را در دست بگیرد.
در حال حاضر، پنج کانال تلویزیونی عمده جهان و از جمله
BBCworld از همین شبکه ماهواره ای برای خاور میانه و آسیای شرقی پخش می شوند.
در سال 1985 مرداک با خریداری نیمی از سهام کمپانی سینمایی فاکس قرن بیستم، حق پخش بیش از سه هزار فیلم سینمایی را صاحب شد ولی گویا مالکیت تلویزیون های عمده، بیشتر به مذاق او خوش آمده بود که دو سال بعد در 1987 موسسه تلویزیونی فاکس
Fox را تاسیس کرد که تاکنون به چهارمین شبکه تلویزیونی برتر در ایالات متحده، بعد از ABC و CBS و MSNBC و یکی از شبکه های خبری تلویزیونی پربیننده در جهان تبدیل شده است.
به این ترتیب، حالا دیگر مرداک صاحب بیش از 30 ایستگاه تلویزیونی در آمریکاست و حدود نیمی از تلویزیونهای خانگی را در امریکا تغذیه می کند. در زمینه انتشارات مکتوب نیز او مالک 40 مجله پرفروش ایلات متحده است و از سال 1987، عمده ترین موسسه انتشاراتی امریکا (هارپراندراو) که اکنون به (هارپرکالینز) (
Harpercallins) تغییر نام داده است، به دارایی های مرداک افزوده شده اند.
ریشه های یهودی مرداک
به گفته ریچارد اچ.کیورتیس ، سردبیر نشریه واشنگتن ریپورت درباره مسایل خاورمیانه ، «مرداک به دلایل تجاری ، تبعه امریکا شد.» کیت روپرت در 11مارس 1931در ملبورن استرالیا به دنیا آمد.
کیورتیس نوشت: «پدر روپرت ، سر کیت مرداک ، ناشر روزنامه و مادرش یک یهودی ارتدکس بود اما مرداک هیچ وقت چنین مطالبی را در داستان زندگی خود ابراز نکرد.»
پدر مرداک با الیزابت جوی گرین ، دختر روپرت گرین ، در سال 1928 ازدواج کرد که حاصل آن یک پسر، کیت روپرت و 3دختر بود. کیت روپرت بعدها تصمیم می گیرد که از نام اول پدربزرگ مادری اش که یهودی بود، استفاده کند.
در سال 1984 مجله کندور نوشت: «سر کیت مرداک ، پدر روپرت از طریق ازدواج با میمنت خود با دختر یک خانواده یهودی ثروتمند، نئی الیزابت جوی گرین ، شهرت و اعتبار زیادی را در جامعه استرالیایی کسب کرد.
در پی این ازدواج ، کیت مرداک از طریق خویشاوندان همسرش ، در کار خود از گزارشگری به مدیریت روزنامه ای انگلیسی ، ارتقاء مقام پیدا کرد.
از آن زمان به بعد او به قدر کافی پول در اختیار داشت که با آن اقتدار و سلطنت یک شوالیه را برای خود در حیطه زیر نفوذ انگلستان بخرد: دو روزنامه در آدلید در جنوب استرالیا و یک ایستگاه رادیویی در یک شهر معدنی دورافتاده.
اگرچه ممکن است مرداک تلاش کرده باشد که ریشه های یهودی خود را پنهان کند اما درباره حمایت صریح خود از صهیونیست های افراطی جناح راست مانند بنجامین نتانیاهو و آریل شارون چیزی را پنهان نکرده است.
[ ۱۳۸٩/٢/٢٠ ] [ ٩:۱٠ ‎ب.ظ ] [ خسرو حسینی ]
 
مدیر ایرنا کهگیلویه و بویراحمد:
آشنایی با شیوه های تنظیم خبر از الزامات یک روابط عمومی پویاست
یاسوج -مدیرخبرگزاری جمهوری اسلامی "ایرنا" یاسوج در تشریح مهمترین شاخصها و ویژگیهای یک روابط عمومی پویا گفت: امروزه اشنایی با شیوه های تنظیم خبر از مهمترین کارکردها و الزامات اساسی در بدنه روابط عمومی ها محسوب می شود.
به گزارش ایرنا، خسرو حسینی چهارشنبه در بازدید مسوولان و کارشناسان روابط عمومی های مناطق 13 گانه سازمان آموزش و پرورش کهگیلویه وبویراحمد از ایرنا افزود: مسوولان و کارشناسان روابط عمومی ادارات و سازمانها باید به علوم روز و جدیدترین ابزارهای اطلاع رسانی و تئوری های روابط عمومی واقف و اگاه باشند و در عین حال برنامه ها و وظایف خود را با رویکردی جدید به جامعه عرضه کنند.
وی ،بابیان اینکه امروزه برخی از کارشناسان علوم ارتباطات ،روابط عمومی یک سازمان را همچون رسانه ای تاثیرگذار به مثابه چشم گوش و پیشانی هر سازمان و حتی افکار جامعه می دانند افزود: به نظر می رسد روابط عمومی ها باید نیازها و ضرورتهای جامعه را بر اساس مقتضیات زمانی شناسایی و راهکارها و سازکارهای مناسب را در این راستا فرا گیرند و بر اساس آنها تصمیم گیری و فعالیت کنند.
حسینی ، تعامل دوسویه روابط عمومی یک اداره و یا سازمان را با اصحاب رسانه کلید موفقیت و راهگشای بسیاری از مشکلات و تنگاه های موجود در این مسیر دانست و ابراز داشت: البته چنانچه این تعامل ها و همکاری دوسویه با برگزاری کلاسها و کارگاه های اموزشی توام با علوم و فنون روز باشد در خروجی کار و ارایه یک خبر با کیفیت موفقتر عمل خواهیم کرد.
وی ، خبرگزاری جمهوری اسلامی را با قدمتی 75ساله و مهمترین کانون خبری کشور اعلام کرد و افزود: متاسفانه هنوز جایگاه و اهمیت این خبرگزاری مادر و تغذیه کننده مطبوعات برای بسیاری از مدیران ، مسوولان اجرایی و از همه مهمتر روابط عمومی های سازمانها و ادارات ناشناخته مانده است.
مدیر خبرگزاری جههوری اسلامی کهگیلویه وبویراحمد همچنین گفت: ضروری است که مدیران و روابط عمومی های سازمانها و نهادهای مختلف با اشراف و اطلاعات بیشتر طبقه بندی لازم را در خصوص انواع رسانه ها شامل نوشتاری ، دیداری و دیگر سایتهای خبری با کار گیرند و از ارزش و جایگاه رسانه ای خبرگزاری رسمی کشور بیش از پیش واقف باشند.
حسینی ، وظایف و رسالت دیگر سایتهای خبری را در سه محور و شاخص شامل آموزش ، سرگرمی و اطلاع رسانی دانست و افزود: این درحالی است که خبرگزاری جمهوری اسلامی به عنوان کانون خبری کشور تنها وظیفه خبر و اطلاع رسانی را برعهده دارد و به عنوان منبع تولید خبر و تغذیه کننده مطبوعات و حتی برخی سایتهای خبری است.
وی ، تعامل و همکاری روابط عمومی سازمان آموزش و پرورش کهگیلویه وبویراحمد را با خبرگزاری ایرنا و سایر رسانه های ارتباط جمعی در استان خوب و مطلوب ارزیابی کرد و افزود: لازم است که روابط عمومی دیگر ادارات و سازمان تابعه با الگو پذیری از این روابط عمومی تعامل و همکاری بیشتری با رسانه ها به خصوص خبرگزاری جمهوری اسلامی برقرار کنند.
وی با گفت: خبرگزاریها منبع اصلی تامین خبر دیگر رسانه هاست و به همین خاطر این خبرگزاری ها هستند که باعث جریان سازی و فرهنگ سازی در مطبوعات می شوند.
مسوول روابط عمومی سازمان آموزش و پرورش کهگیلویه وبویراحمد نیز در این نشست گفت: خبرگزاری جمهوری اسلامی به عنوان قدیمی ترین و تاثیرگذارترین رسانه کشور سهمی بسزا در کانون خبری و خبررسانی کشور دارد و لازم است جایگاه ویژه این خبرگزاری مادر برای مسوولان روابط عمومی ها و مدیران اجرایی بیش از پیش تبیین و شناخته شود.
حمدالله خواهش نیک افزود: به طور معمول محور فعالیت روابط عمومی ها در چندین شاخص و فاکتور مشخص و تبیین شده است ولی به نظر می رسد اطلاع رسانی و تعامل با اصحاب رسانه از مهمترین وظیفه و رسالت یک روابط عمومی قوی و پویا است.
وی گفت: روابط عمومی ها و رسانه دو جزء لاینفک و جدا ناشدنی هستند که با برقراری تعامل دوسویه باهمدیگر می تواند به تصمیم گیریها و رشد ضریب اعتماد مردم در سازمانها کمک شایانی کنند.ک/2
563/2757

انتهای خبر / خبرگزاری جمهوری اسلامی (ایرنا) / کد خبر 922246
 
[ ۱۳۸۸/۱۱/٧ ] [ ۱٢:٠٢ ‎ب.ظ ] [ خسرو حسینی ]

 

بهتم  زد. شنیدن خبر عروج نابهنگام "آرمان" و" کریم" مثل آوار روی سرم خراب شد.

 

(عکس :‌ مرحوم آرمان سیف الهی سمت راست و  سمت چپ مرحوم کریم نیرومند تابستان 83 آبشار یاسوج )
در فردای همایش سراسری رییسان خبرگزاری دراصفهان، ایرناییان آماده رفتن به فولاد مبارکه برای بازدید از این مجتمع صنعتی بودند که شنیدن خبرعروج دو یار نجیب ایرنایی مانند نیشتر خدنگی، قلبم را شکافت.
سکوتی غمبار و دلگزا بین ایرناییان حاضر در اصفهان حاکم شد، کسی نمی توانست این واقعه هولناک را باور کند، زبانها بند آمده بود،همکاران بخصوص ایرنائی های اصفهان که زودتر از بقیه از ماجرا بو برده بودند، بسختی کوشیدند با فروخوردن بغض خود رازداری کنندتا اقلا"همکارانی که با خرید سوغات اصفهان (گز)با دلی خوش و یک چمدان خاطره از شهر گنبدهای فیروزه ای آماده ترک این دیار و رفتن به شهرهایشان در اقصی نقاط کشور شده بودند ، با دلی شکسته و چشمانی اشکبار پشت رل ماشینهایشان در جاده های همیشه مرگبار به سوی مقصدهایشان نرانند و به سلامت به منازلشان برسند.
خبر کوتاه اما جانگداز بود:" آرمان سیف اللهی و کریم نیرومند دیشب هنگام مراجعت به دیارشان در منطقه لوشان آسمانی شدند."
آنهایی که از خبر آگاه شدند با بغض فروخورده و حفظ مرارتبار ظاهرشان ، با همکاران دیگر وداع کردند تا سرفرصت درگوشه ای دنج، شراره های گدازان دل غصه گسارشان را در آتشفشان جویبار چشمانشان بجهند.
در این میان، یگانه بانوی همکار حاضر در همایش(بابایی) که قرار بود او هم با همان محمل مرگبار همراه سه همکار دیگرمان عازم شمال شود ، طاقت نیاورد و بعد از شنیدن خبر واقعه، به گوشه ای جست و بغضش ترکید.
لحظاتی بعد همه با نگاه های بهت آلود به هم خیره شدند در حالی که در ته زلال نگاههای خیسشان، غمی به سنگینی کوه موج می زد و سکوتی وهمناک بین آنها برقرار شد.انگار کسی نمی خواست از فاجعه حرف بزند، شاید همه تقلا می کردند با سکوت خود حدوث فاجعه را باور نکنند اما تاول دلهای عزادارشان رنجبارتر از آن بود که کسی براحتی بتواند از دست خیزاب تفته اش برهد.
همین دیروز بود که در حاشیه همایش اصفهان،چهره های دلنشین و مهربان آرمان و کریم را دیدم،گرچه گرد نقره فام و دلپذیر عمر بر سیمایشان نشسته بود و به آنها وقار بیشتری بخشیده بود، اما بازهم مثل همیشه بودند:با آن گلخندهای آرام، متانت خاص و بی تکلف و آن حیا و نجابت ذاتی، از آن نوع که روی هر مخاطبی زود اثر می گذارد.
سرگرم گفتگو با یکی از همکاران بودم که دستان گرمی را روی شانه ام حس کردم." آرمان" بود که بزرگوارانه ، با آن نگاه مهربان ، تبسم دلنشین و لحن ملایمش مرا یافته بود.
از دیدنش به وجد آمدم اما نمی دانم چرا در ته نگاهش رنگی غریب دیدم که برایم تازگی داشت، تو گویی این آخرین بار بود که مرا به ضیافت خوان نگاه مهربانش فرامی خواند.انگار او که همواره میل نفس کشیدن در فضای باز در وجود پویایش موج می زد و از ماندن در یک محیط بسته می گریخت، این بارعزم آن کرده بود که برای همیشه،پرنده روح بی قرارش رااز قفس تن به سوی عرش اعلا برهاند.
کریم نیز که کرامت صفا و صداقتش زبانزد ایرناییان بود و مثل همیشه با وزانت و سکوتش بر روی حاضران در جلسات سایه می انداخت و از این نظر شباهت زیادی با آرمان داشت، نیز بیقرار می نمود.
آرمان، بیماری همسرش را بهانه رفتن زودرسش قرار داده بود و کریم شاید دلش برای دیدن دختر نوعروسش، بمیرم، ‌که تنها یک هفته از رفتنش به خانه بخت می گذشت، پر می کشید.
درهرحال، آنها آنشب شوم سرآسیمه باتفاق همکار دیگرمان" قاسم شریعتی" که در این واقعه هولناک مجروح شده است، راهی آن سفر خونبار و بی بازگشت شدند.
... و اما امروز هولناک، ایرنائیان سوگوار پر کشیدن دو همکار خود آنهم در آستانه ایام سوگواری سرور و سالار شهیدانند. سفر نابهنگام کریم و آرمان همه را بهت زده کرده است،در این میان، ایرنائیان اصفهانی از اینکه شاید میزبانان خوبی برای یاران رحیل خود نبوده اند، بیشتر داغدارند.
اینک همه کارکنان خبرگزاری جمهوری اسلامی در سراسر کشور عزادار عزیزانی اند که تا همین دیروز به یمن وجود پربار آنها، دلشان گرم بود و نفسشان چاق،اما آنها اینک ساکنان جدید و خاموش"بارگاه ایرناییان آسمانی(اند)"و اکنون با گرفتن زانوی غم به بغل،سردرگریبان خلوت تنهایی ‌ها، ترکیدن بغض پرواز سرخ یارانشان و نوشتن رنجواره‌ ها یا سوگنامه‌ ها می‌خواهند از بار جانکاه دلشان سبک کنند تا شاید لختی آرام بگیرند.
ایرنائیان در همه این سالها با آنها زیسته اند،نفس کشیده‌اند، خندیده‌اند، گریسته‌اند وبا آنها درراههای دورو نزدیک،دردل سنگرها و نقب خاکریزها،در تفته کویرها و پهنه دشتها و درهمه عرصه های این سرزمین اهورایی گشته‌اند و قاصدان صادق وقایع تلخ و شیرین ایران و ایرانی بوده ا‌ند وصدالبته از این نظر نیز- بحق- سخت به خود بالیده اند و سخت به خود می‌بالند.
ایرنائیان در این سالها، باهمه سختی ها و به یمن وجود"آرمان" و"کریم" به همین ایرنایی که با همه کم و کاستی‌هایش سخت دوستش دارند و یک تار مویش را به کسی نمی‌دهند، دل داده‌اند و با هر جان کندنی، رادمردانه، در صحنه مانده‌اند تا این " پیک پیر" اما سربراه و نجیب را سراپا نگاه دارند که داشته‌اند.
راست این است که با تلاش بیدریغ و خستگی ناپذیر امثال کریم و آرمان،ایرنای ما همواره در صحنه هر ماموریتی ، فداییان بسیار داشته است: از دوران جنگ تحمیلی گرفته تا جنگ افغانستان، از لبنان گرفته تا انفجار قطار نیشابور، از زلزله بم گرفته تا سقوط هواپیمای "سی ?."????
اما امشب همه ساکنان"بارگاه ایرناییان عرشیایی" از صارمی گرفته تا گودرزی، ضامن، نبی پور، فرهادی کوهپایی، اخوان ، مشایخی،اخباری، عبداللهی، نصری، شاهی خشت، غفاری ، دهقان، ساجدی، میرافضلی و خیل عزیزان پرکشیده ایرنایی ، میزبان آمدن یاران جدید خود یعنی آرمان سیف اللهی و کریم نیرومندند تا به آنها خوش آمد بگویند.
این دو یار رحیل و سفیران کوشا و بی ادعا در واپسین ماموریت خود، کریمانه تحفه دردانه جان را نثار کردند تابا بذل خون خود حدیث سرخ دیگری از مجاهدت قلمداران به خون نشسته سازمان خبرگزاری جمهوری اسلامی را بر تارک ابدیت بنگارند.
در این واقعه جانگدار همکار عزیز دیگرمان"قاسم شریعتی"نیز بشدت مجروح شد که هم اینک تحت درمان قرار دارد و ما آرزوی شفای عاجل ایشان را از درگاه باریتعالی مسالت می کنیم.
به قلم  همکار عزیز محمدرضا شکراللهی
[ ۱۳۸۸/٩/٢٩ ] [ ٧:٢٦ ‎ق.ظ ] [ خسرو حسینی ]

خسرو حسینی:خبرگزاری جمهوری اسلامی (ایرنا) به عنوان رسانه نظام جمهوری اسلامی و با سابقه‌ترین رسانه کشور با تغییر رویه خبری خود از حالت خنثی و کلیشه‌ای به رسانه‌ای فعال تغییر یافته است.

در دوره جدید فعالیتهای ایرنا،اخبار کلیشه‌ای و یکنواخت در این رسانه رنگ باخت ، تابوی خبر ویژه شکسته شد و مردم از حق استفاده از اخبار مهم برخوردار شدند .

در دوره اخیر جسارت رسانه‌ای ایرنا زنده شد و در راستای اصول و ارزشهای نظام جمهوری اسلامی در برابر دشمنان داخلی و خارجی قد علم کرد و به دست بزن نظام نظام جمهوری اسلامی تبدیل شد.

این رسانه با در پیش گرفتن سیاستهای حرفه‌ای خبری در راستای اهداف دولت عدالت پرور دکتر احمدی نژاد که در راستای منویات مقام معظم رهبری است به مقابله خبری با رسانه‌های مغرض و سیاه نما در خارج و داخل از کشور پرداخت همچنین توطئه‌های برخی گروههای و افراد خارجی و داخلی علیه مصالح و سیاست‌های نظام جمهوری را فاش ساخت.

ایرنا از هیاهوی تبلغاتی رسانه‌ای و برخی گروهها به خود بیم راه نداد و با اعتقاد به راهی که در پیش گرفته است فعالیت حرفه‌ای خبری خود را متحول کرد و تابویی به نام تلکس ویژه را شکست و استفاده از جریان اطلاعات را برای مردم آزاد کرد.

ایرنا با در نظر گرفتن منافع و مصالح نظام جمهوری اسلامی بدون توجه به هیاهوی سیاسی ایجاد شده علیه خود به کار خود ادامه داد و در این را ه نیز موفقیت یک رسانه پویا و در خور ایرنا را به اثبات رساند .

برغم تبلیغات و منفی بافی‌های مغرضانه علیه خبرگزاری رسمی و قانونی کشور از جمله تهمت‌هایی مثل یکطرفه عمل کردن ، جناحی عمل کردن ، دولتی عمل کردن، اما افتخار ایرنا این است که اعلام کند خط قرمز ایرنا مصالح و سیاستهای نظام جمهوری اسلامی و منویات مقام معظم رهبری بوده است و تنها در این راستا حرکت کرده است نه آنچه که جریانهای و باندهای سیاسی می گویند.

جرات و خطر پذیری ایرنا برای دفاع از کیان و ارزشهای نظام برای مقابله خبری مغرضان و بدخواهان همه نشان از پویایی و زنده بودن ایرنا دارد .

برغم هجمه‌های ناجوانمردانه برخی افراد علیه ایرنا ، این رسانه ملی و متعلق به دولت جمهوری اسلامی حق استفاده ازاطلاع رسانی را برای ملت جمهوری اسلامی ایران یکسان می‌داند .ایرنا رسانه‌ای متعلق به کشور و نظام اسلامی ایران است نه یک گروه یا فرد خاص چرا که دولت فعلی نیز تنها در جهت شکوفایی و پیشرفت کشور بزرگ ایران بر اساس آرمان‌های ارزشی و اصولی امام خمینی (ره) در حال تلاش است. دولت متعلق به ملت است و در نتیجه رسانه ایرنا نیز برای ملت فعالیت می‌کند.

ایرنا رسانه کابینه ‪ ۷۰‬میلیونی است نه یک قشر و گروه خاص .ایرنا با اقتدار برای مطالبات ‪ ۷۰‬میلیون ایرانی و حتی مسلمانان جهان در حال شکوفایی است.

عظمت و بزرگی ایرنا هم اکنون آنچنان ترقی یافته است که مغرضان و بدخواهان نظام مدام در حال نیش زدن به ایرنا هستند تا زهر خود را بریزند .

تمامی این هیاهوها علیه ایرنا نشان از زنده و پویا بودن ایرنا در نظام رسانه‌ای کشور دارد.

 

[ ۱۳۸۸/۸/۱۳ ] [ ۱٠:۱٩ ‎ق.ظ ] [ خسرو حسینی ]

 نتایج یک پژوهش علمی در ایران نشان می‌دهد ارزشیابان خبرها با وجود نقش پنهان خود، نقش اصلی را در دروازه بانی خبر در رسانه‌ها ایفا می کنند.

این نتایج از تحقیق خسرو حسینی حاج عباسقلی خانی خبرنگار ایرنا برای دریافت مدرک کارشناسی ارشد رشته علوم ارتباطات از دانشگاه آزاد اسلامی واحد تهران مرکزی بدست آمده است.

به گفته این پژوهشگر ، محققان و فعالان علوم اجتماعی و ارتباطات رسانه ای به نقش و اهمیت این دروازه بانی که همان ارزشیابان خبرها هستند، پی نبرده اند و در حقیقت، این موضوع از چشم محققان تاکنون پنهان مانده است .

محقق، ارزشیابی‌کنندگان خبرها را دروازه بانان فرادستی نامگذاری کرده و در توضیح آن گفته است ارزشیاب‌کنندگان تاثیرگذارترین و اصلی‌ترین فرایند دروازه بانی از مرحله وقوع رویداد تا محصول نهایی خبر (خبر خروجی) را به عهده دارند.

حسینی توضیح داد: این دروازه بانان با اعمال نفوذ خود بر خبرنگاران، دبیران و سردبیران نقش مهم دروازه بانی را از مرحله رویداد تا انتشار خبر به عهده دارند .

بر اساس نتایج این تحقیق ارزشیابی‌کنندگان به عنوان اجراکنندگان دیدگاه های مدیریت عالی یک رسانه ، سیستم تولید خبر را در مسیری هدایت می‌کنند که در جهت سیاست‌ها ی رسانه باشد.

بر همین اساس، خبرهایی که خارج از دیدگاه سیستم یا نظامنامه خبری و حرفه ای سازمان خبری باشد، منسوخ و تهیه‌کنندگان آنها توبیخ می‌شوند. در مقابل، خبرنگاران ، دبیران و سردبیرانی که در جهت سیاست‌ها ، دیدگاهها و نظامنامه خبری و حرفه‌ای رسانه ، خبر تهیه کنند، مورد تشویق قرار گرفته و ارتقا می‌یابند.

در مجموع، این سیاستهای تشویقی و تنبیهی باعث می‌شود تا فعالان خبری تنها در راستای سیاستهای اعمال شده توسط ارزشیاب‌کنندگان خبرها حرکت کنند و این فرایند مهترین نقش دروازه بانی است.

حسینی در این‌باره به ایرنا گفت: در یک رسانه خبرنگاران ، دبیران و سردبیران، همگی در چارچوب نظارت یک واحد فرادستی به نام واحد ارزشیابی فعالیت دارند. به همین دلیل، ارزشیابان خبرها نقش مهم و اصلی را در دروازه بانی خبر به عهده دارند و اجراکننده ، مدافع و حامی
سیاستگذاریهای یک سازمان رسانه‌ای هستند.

وی یادآور شد: در رسانه‌های بزرگی مثل سازمان صداو سیما و خبرگزاری جمهوری اسلامی (ایرنا)نقش اصلی ارزشیابی خبر را واحد ارزشیابی به عهده دارد.

نتایج این پژوهش نشان می‌دهد ارزشیابان خبرها افراد برگزیده مدیر سازمان و سیاستگزاران آن هستند که به صورت مستقیم یا غیر مستقیم و آشکار یا نهان به ارزشیابی خبرها می‌پردازند تا مشخص کنند خبرها تا چه میزان در راستای سیاستهای تعیین شده برای رسانه تهیه و مخابره می‌شود.

محقق برای توضیح بهتر نقش ارزشیابی‌کنندگان خبرها، مدلی را نیز در پژوهش خود ارایه کرده است.

در مدل ارائه شده توسط حسینی، نقش اصلی دروازه بانی را در رسانه ، واحد ارزشیابی خبر یا سیستم ارزشیابی ایفا می‌کند .در این مدل، نقش ارزشیابی از مرحله تنظیم خبر رویداد یا سوژه خبری توسط خبرنگار شکل گرفته و این روند تا ویرایش توسط دبیر و سردبیر و نهایت خبر خروجی ادامه دارد.

بر اساس این مدل، ارزشیابان یا واحد ارزشیابی خود مستقیما متاثر از عوامل برون سازمانی و درون سازمانی هستند و در واقع، آنها می‌توانند واسطه هم باشند و نقش عوامل برون و درون سازمانی را به فرایند تولید خبر انتقال دهند.

نتایج کلی بدست آمده از یافته‌های این پژوهش در مورد ارزشیابی اخبار که در شهریور ‪ ۸۸‬به اتمام رسید، بیانگر پنج چند اصلی به شرح ذیل است:
‪-۱‬با وجود نقش مهم ارزشیابی اخبار ، برخی رسانه‌ها به ارزشیابی به اندازه کافی بها نمی‌دهند.

‪ -۲‬ارزشیابی اخبار در برخی رسانه‌ها بر اساس معیارهای حرفه‌ای و تخصصی انجام نمی‌شود .

‪-۳‬آنچه که بیشتر در ارزشیابی اخبار برخی از رسانه‌ها مشهود است، تاثیرگرفتن از سلایق سیاسی است .

‪ -۴‬خبرنگاران و کارشناسان خبری رسانه‌ها از معیارهای ارزشیابی موجود ناراضی هستند .

‪ -۵‬ارزشیابی اخبار در ارتقای کیفی کار حرفه‌ای خبرنگاران تاثیر فراوان دارد.

با توجه به نقش مهم ارزشیابی در روند کار یک رسانه محقق پیشنهادات ذیل را ارائه داد:
-لازم است که مسوولان ارشد رسانه‌ها بویژه رسانه‌های مادر و کلان مثل خبرگزاری جمهوری اسلامی (ایرنا) و صدا و سیما به اهمیت ارزشیابی توجه خاصی داشته باشند.

- از افراد متخصص و بیطرف در واحد ارزشیابی استفاده شود.

- با توجه به اهمیت ارزشیابی اخبار ، رسانه‌ها با تامین امکانات و اعتبارات مناسب و همچنین نیروهای مجرب و متخصص یک واحد ارزشیابی مدرن شامل نیروهای متخصص و مجرب همراه با امکانات فنی مناسب ایجاد کنند و به صورت مداوم و با بکارگیری روشهای علمی به ارزشیابی اخبار مبادرت ورزند تا امکان ارتقای سطح تخصصی خبرنگاران و در نتیجه، افزایش سطح کیفی خبرهای تولیدی فراهم شود.

- برای داشتن یک واحد ارزشیابی خوب لازم است ارزشیابان خبر، بیطرفانه و با معیارهای تخصصی عمل کنند. مطمئنا، ارزشیابی اخبار بیطرفانه و علمی باعث خواهد شد بروز سلیقه نیز به حداقل برسد. در ارزشیابی علمی باید به ملاک ها و معیارهای تشکیل‌دهنده ساختار خبری و سیاستهای رسانه توجه و از افراد متخصص مجرب و مرتبط با رشته خبرنگاری استفاده شود.

- برای ارزشیابی باید نخست افرادی متخصص و حرفه‌ای و آشنا به کار خبر و روزنامه نگاری این وظیفه را بر عهده بگیرند و پس از آن نیز دیدگاههای آنها قابلیت اجرایی داشته و تنها به حذف یا تایید خبری محدود نباشد آنان باید بتوانند باعث ارتقای افراد فعال ، با انگیزه و متخصص و متعهد در یک رسانه شوند.

جلسه دفاعیه این پایان نامه در ‪ ۲۲‬شهریور ‪ ۸۸‬در دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه آزاد تهران مرکزی برگزار و با نمره درجه عالی ‪ ۱۹/۵‬مورد تصویب قرار گرفت.

[ ۱۳۸۸/٧/٥ ] [ ۱۱:٥۱ ‎ق.ظ ] [ خسرو حسینی ]

  نامه وارده از یک خبرنگار

   خبرگزاری جمهوری اسلامی (ایرنا) و خانواده شهید محمود صارمی از بابت این نامگذاری چه طرفی بسته اند که قابل حسادت باشد؟ مگر چه احترامی به آنان گذاشته شده که از سایرین دریغ شده باشد؟ آیا قرار است هر حادثه تازه ای که رخ می دهد، مناسبت های قبلی و اهمیت آن را فراموش کرده و به فکر نامگذاری مجدد باشیم.

در نامه ای دریافتی از سوی یکی از خبرنگاران آمده است: انتخاب یک روز به عنوان روز خبرنگار، روزی که بهانه ای باشد تا به یک تقدیر و تشکر کلامی از سوی برخی دوستان و همکاران دلخوش کنیم و دست کم به مدت 24 ساعت از نیش و کنایه و پیکان تیز انتقادات و اتهامات برخی دیگر از همکاران در امان باشیم، به بهای سنگینی به دست آمد؛ بهایی بس سنگین که کمترین آن خون دل خوردن ها و گریه های بی امان همسری جوان و قد کشیدن سینای نازنین در نبود مهربان ترین حامی اش بود. بهای این روز داغدار شدن پدر و مادری ساده دل بود که با دستان خود باقیمانده پیکر نحیف فرزندشان را به آغوش خاک سپردند.
روز خبرنگار، روز من، روزی که گاه فراموش می کنم با شاخه ای گل به سراغ سینا (فرزند شهید صارمی) بیایم ولی او هرگز فراموش نمی کند که برایم پیام تبریک بفرستد، به بهایی خونین بدست آمد. در آن تابستان داغ سال 1377، خبرهای تلخی از مزارشریف، از کابل، از سرزمین های تفتیده و شهرهای خمیده از وحشیگری طالبان در افغانستان به گوش می رسید و من، دانشجوی جوان خبرنگاری که در سر خیال های خام و آرزوهای بسیار داشتم، هرگز نمی دانستم قدم در چه عرصه بی بازگشتی گذاشته ام؛ چه آنکه هر کس در این وادی وارد شود، همه پل های پشت سر را به نیش قلم ویران کرده و هیچ چراغی روشن در فرا رو نمی بیند. نمی دانستم اما دانستن هم کمکی نمی کرد چون این خاک، خاکی است دامنگیر، این راه راهی است پر خطر و این عشق، عشقی است بی فرجام.
این بار اما هنگامی که از خیابان های پایتخت می گذشتم، بیلبوردهای عظیم خبر از این می دادند که روز خبرنگار، نه با یاد شهید صارمی، خبرنگار خبرگزاری جمهوری اسلامی ایران، بلکه با نام دیگری ثبت شده است. نام شهید علیرضا افشار از فداکاری، از شجاعت و از تعهد جدا نیست. نام شهید افشار روی هر تابلوی بزرگی در گستره این کلان شهر، نه فقط او را بلکه یاد و خاطره ... خبرنگار شهید در حادثه سقوط هواپیمای
C130 را زنده می کند. نام او که قرار است به همت صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران، روز خبرنگار را بعد از 11 سال مصادره کرده و همه خاطرات این دهه را دگرگون کند، با نام شهید میرافضلی و ساجدی هم گره خورده است.
مگر قرار است برای هر چیزی رقابت کنیم و هر جا که قدرت بیشتری داشتیم، آنچه باید و نباید را مصادره کنیم؟
نخست گمان می کردم این تصور (و شاید توهم) من است که بعد از سقوط هواپیمای
C130، صدا و سیما توجهی به بقیه خبرنگاران شهید این حادثه ندارد و فقط و فقط به پخش تصاویر شهدای خود می پردازد اما بعد از گذشت چند سال و مشاهده تابلوهای بزرگی که می خواهند به مردم بفهمانند «روز خبرنگار، روز شهید علیرضا افشاری»، برایم محرز شد که تفکر و برنامه ای مدون برای این جابجایی وجود دارد ولی مگر نامیدن یک روز به نام یک شهید، چه منافع و مزایایی برای یک خانواده یا ارگان در بر دارد؟ این بزرگترین پرسش من است که مگر خبرگزاری ایرنا و خانواده شهید محمود صارمی از بابت این نامگذاری چه طرفی بسته اند که قابل حسادت باشد؟ مگر چه احترامی به آنان گذاشته شده که از سایرین دریغ شده باشد؟ آیا قرار است هر حادثه تازه ای که رخ می دهد، مناسبت های قبلی و اهمیت آن را فراموش کرده و به فکر نامگذاری مجدد باشیم؟
آیا نامگذاری روز 15 آذر به نام روز خبرنگار، تحت الشعاع روز دانشجو (16 آذر) قرار نخواهد گرفت و نباید سالها صرف کنیم تا در باور عموم بگنجانیم که 15 آذر از 17 مرداد مهم تر بود؟ آیا شهادت خبرنگاری که خود خواسته و با شجاعت قدم در راهی نهاده که هیچکس به هیچ بهایی حاضر به تکرار آن نیست، به اندازه یک سانحه هوایی که هر سال تکرار می شود، اهمیت ندارد؟ آیا بنابر این است که شهادت را با کمیت بسنجیم و اگر در سقوط بعدی خبرنگاران بیشتری به شهادت رسیدند، باز هم تاریخ و روز خبرنگار را تغییر دهیم؟
من، نوشته در کارنامه ام "خبرنگار"، به بهای فداکاری و شجاعت کسی که پرخطرترین عرصه را برای اطلاع رسانی برگزید و تا آخرین لحظه از ماموریت خود دست نکشید، صاحب هویتی تازه شدم.
من، نوشته بر پیشانی ام "خبرنگار"، فقط با شاخه ای گل به دیدار همسر و فرزند شهید
"محمود صارمی" رفتم و آنقدر در دغدغه های زندگی روزانه ام غرق شدم که در سالهای بعد، همان یک شاخه گل را هم دریغ کردم ولی خودخواهی ام مانع از این می شد که هر سال، روز خبرنگار را فراموش کنم؛ همان که به من هویتی تازه در تقویم این کشور داده بود؛ حتی فراموش نمی کردم به دیگران یادآوری کنم که فردا روز من است: روز خبرنگار.
تردیدهایم وقتی تبدیل به یقین شد که زمزمه تغییر روز خبرنگار از 17 مرداد به 15 آذر (سالروز سقوط هواپیمای
C130) در جلسه تجلیل از خبرنگاران مجلس شورای اسلامی مطرح و حتی با واژه "تبعیض" همراه شد ولی کدام تبعیض؟ این پیشنهادات به پشتگرمی چه فرد یا نهادی به مجلس راه یافته است؟ مگر شهادت چیزی است که با کمیت سنجیده شود؟
این تفکر انحصار طلبی که دامان اهالی صدا و سیما را گرفته و رهایشان نمی کند، از کجا چشمه می گیرد؟ چه کسی قرار است تصمیم بگیرد که از میان دهها خبرنگار شهید حادثه سال ... کدام یک باید سمبل روز خبرنگار در روز 15 آذر باشد؟ انحصارطلبی تا کجا؟ به چه قیمتی؟

 

[ ۱۳۸۸/٥/٢٠ ] [ ٩:٥٥ ‎ب.ظ ] [ خسرو حسینی ]
........ مطالب قدیمی‌تر >>

.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

سوابق تحصیلی - رسانه ای : -فوق لیسانس علوم ارتباطات (روزنامه نگاری) -لیسانس خبرنگاری (سیاسی) -فوق دیپلم مکانیک (ساخت و تولید) -رئیس ایرنا مرکز کهگیلویه و بویراحمد - رئیس ایرنا جنوب استان مرکزی - -رئیس ایرنا شهرستان گچساران - خبرنگار گروه گزارش سازمان ایرنای مرکزی - خبرنگار ایرنا استان تهران - خبرنگار دفاتر ایرنا در شهر ری و شمیرانات - خبرنگار دفاتر ایرنا در استان های چهار محال بختیاری ، کهگیلویه و بویراحمد و اصفهان -خبرنگار برگزیده در مناسبت های مختلف خبری ( خسرو حسینی حاج عباسقلی خانی )
صفحات اختصاصی
امکانات وب
RSS Feed